بعد از اعلام نتایج انتخابات و آغاز اغمای هواداران متعصب موسوی که به هیچ عنوان تحمل شکست در این عرصه را نداشتند، به تدریج فضای دانشگاه به سمت ناآرامی پیش رفت. از صبح شنبه انجمن به اصطلاح اسلامی دانشکده حقوق و علوم سیاسی با نصب انا لله و انا الیه راجعون بر روی تابلوی اعلانات خود به بهانه تقلب در انتخابات، جشن ملی ۴۰ ملیونی ملت را تسلیت گفت. در ظهر همان روز (شنبه) نیز نزدیک به ۱۰۰ تا ۱۵۰ نفر از همین طیف با تجمع در برابر درب ۱۶ آذر و سپس هجوم به خیابان انقلاب و بعد هم میدان انقلاب، خ کارگر، بلوار کشاورز، پارک لاله و در نهایت هم تجمع در برابر وزارت کشور اعتراض خود را نسبت به نتیجه انتخابات اعلام کردند.
اما در ادامه و با بی درایتی آشکار نیروی انتظامی که خیلی راحت می توانست با برخورد قاطع در برابر این تجمع غیرقانونی غائله را تمام کند، عده ای از اراذل و اوباش که رهبری این تجمع را هم بر عهده داشتند با آتش کشیدن سطل های زباله و سنگ پراندن به شیشه های خودرو ها و ... استارت آشوب را زدند و در ادامه هم به علت اینکه نیروی انتظامی نمی تواند وارد دانشگاه و خوابگاه دانشجویان شود با پناه بردن به کوی دانشگاه و سنگ انداختن به ماشین های در حال حرکت و قبل از آن هم شکستن شیشه بانک ها و مغازه ها و ... هنرنمایی کردند.

اما این اتفاق در شب بعدی نیز بدین منوال ادامه یافت و آن طور که بچه های خوابگاه تعریف کردند اراذل و اوباش، با گروگانگیری ۳ نفر از نیروهای انتظامی لباس شخصی، باعث می شوند تا یگان ویژه و تعداد زیادی از نیروهای لباس شخصی به داخل دانشگاه یورش ببرند و این آغاز این اتفاق تلخ بوده است ...
این که با اصرار بر کلمه "لباس شخصی" تاکید می کنم به این خاطر است که هنوز مشخص نیست این افراد چه کسانی بودند. آن طور که بسیاری از بچه های خوابگاه از طیف های فکری متفاوت تعریف می کردند بسیاری از آنهابا لباس های عجیب و بازوان "خال کوبی شده" به دانشجویان حمله کردند و رد پای دشمن در اینجا دیده می شود که تعدادی از این افراد با فحاشی های مکرر نسبت به دانشجویانی که هیچ گناهی نداشته اند آنها را از اتاق بیرون کرده و سپس هم از آنان خواسته اند تا برای سلامتی رهبر انقلاب بسیجی وار صلوات بفرستند! اینجاست که چند لحظه تامل روشن خواهد ساخت آیا واقعا دلسوز برای انقلاب و یا سپاهی و بسیجی حاضر به چنین کاری است یا کسانی که ادامه این آشوب ها و جری کردن عامه دانشجویان آب را برای ماهی گیری آن ها گل آلود می کند؟! و اگر در ادامه بدانیم در میان خیل عظیم دانشجویان بی گناه ضرب و شتم شده و فحش خورده تعداد فراوانی از دانشجویان بسیجی و مذهبی وجود داشته اند اما فردای همان روز اراذل و اوباشی که سر دسته های این تجمعات و بی قانونی ها بودند در جای جای دانشگاه قدم می زدند، قضاوت خیلی آسان تر خواهد بود ...
اما در این بین گفتنی های دیگری هم وجود دارد:
۱. آن دسته از دانشجویانی که از نتیجه انتخابات ناراحت بودند اما در ازای ناراحتی خود به مردم هجوم بردند و با شکستن سر و دست زن و بچه مردم و شیشه های ماشین ها و بانک ها و ... عقده گشایی کردند، اولین اشتباه را مرتکب شدند و طبق قانون باید شناسایی و قاطعانه با آنها برخورد شود.
۲. کسانی که به بهانه آزادی ۳ نفر به داخل کوی هجوم بردند و در این بین درب همه اتاق ها را شکستند و با فحاشی و ضرب و شتم دانشجویان بی گناه معلوم نیست در پی اثبات چه چیزی بودند باید شناسایی و طبق قانون با آنها هم برخورد شود زیرا این اتفاق تلخ هم ریختن آب به آسیاب دشمن بوده است و هم اینکه موجب اعتراض رهبری عزیز در نماز جمعه و موضع گیری صریح ایشان در این باره شد:
"اينكه بروند در كوي دانشگاه و جوان دانشجوي مؤمن و حزب اللهي را آنهم با شعار رهبري مورد تهاجم قرار دهند دل انسان را واقعا خون مي كند"
۳.مدیریت دانشگاه تهران باید هزینه درمان و مداوا و هم چنین خسارات های مالی دانشجویان بی گناهی را که در این اتفاق، مظلومانه مورد هجوم قرار گرفتند را بدهد. زیرا وظیفه انتظامات دانشگاه است که مانع ورود غیر دانشجو به دانشگاه شود و در غیر این صورت باید به صورت کامل مسئولیت اتفاقات بعد از آن را متقبل شود.
۴. این اتفاق درس عبرت خوبی بود برای همه دانشجویان. آنهایی که هنوز هم فکر میکردند خودشان تصمیم گیرنده هستند و امکان بازی خوردنشان وجود ندارد اما دیدیم چقدر راحت ملعبه شدند و با سو استفاده از آنان هر کاری که باید انجام می شد به اسم دانشجو و دانشگاه انجام شد.
۵. بعد از این اتفاقات تعدادی از مریض احوالان سریعا با انتساب این موضوع به بسیج دانشجویی دانشگاه تهران! در تلاش برای موج سواری جهت اهداف خودشان بودند که البته عامه دانشجویان هم توانایی تشخیص در چنین مواردی را دارند که واقعا چه کسانی دیکتاتور و چماق به دست هستند! آنها که بدون استدلال و علت با صورت های پوشیده سبزرنگ شیشه های بانک ها را می شکنند یا کسانی که قبل انتخابات در برابر توهین ها شعارشان "سلام بر موسوی، رای ما احمدی" بود و الان هم ۴۰ میلیون رای دهنده را پیروز واقعی این انتخابات می دانند.
ما بت شکنیم، شیشه شکن نیستیم ...
* در همین رابطه سجاد نجفی و احمد بلیغ هم زیبا نوشته اند ...
* گویا این مطلب مورد استقبال روزنامه کیهان هم قرار گرفته است.
این روزها اتفاقات تلخی در جریان است. تلخ نه از این جهت که مدعیان قانون و مردم سالاری سنگ و چماق به دست گرفته اند و در پی انتقام از ملت هستند، از این جهت که سقوط انسان ها خیلی ناراحت کننده است ...
در فیلم مستند تبلیغاتی دوم احمدی نژاد، وقتی شمقدری از او می پرسد تلخ ترین خاطره شما کی بوده؟ دکتر پاسخ کوتاه اما با معنایی می دهد:
"موقعی است که می بینم بعضی ها سقوط می کنند، چقدر بعضی ها سقوط می کنند، خیلی دلم می سوزد ..."

فارغ از اینکه منظور دکتر از این جمله چه کسی یا کسانی هستند، معتقدم تغییرات جوهری افراد طی گذر زمان از هر تلخی، تلخ تر است. کاری به سوابق افراد ندارم چرا که اگر چاره ساز بود حسینعلی منتظری هیچ گاه پس از آن همه سال که خود امام، "فقیه عالیقدر" خطابش می نمود، عزل نمی شد . اصلا هرچقدر انسان به سوابق آدم ها نگاه می کند و از طرفی دیگر هم آن را با وضعیت فعلی آنها مقایسه می کند، بیشتر جگرش می سوزد ...
اتفاقاتی که این چند روز در تهران افتاده قابل پیش بینی بود زیرا از همان زمان که شعار می دادند:
"اگر تقلب نشه موسوی برنده میشه / اگر تقلب بشه ایران قیامت میشه" مشخص بود چه اتفاقاتی در انتظار است اما سوال اساسی این است هاشمی رفسنجانی با نامه بی ادبانه خود به رهبری چه چیزی را خواست ثابت کند؟ نامه ای که حتی در آن سلام هم فراموش می شود و پس از مقایسه گستاخانه رییس جمهور با بنی صدر و منافقین، تلویحا پی بینی می شود که در صورت ادامه وضع موجود مردم به خیابان ها خواهد آمد و ...
بهترین مکمل این نامه هم بیانیه سخیف موسوی پس از اعلام نتایج بود که بدون مدرک و استدلال و با کلی گویی ۲۴ میلیون رای را تقلب دانست و از هوادارانش خواست تا زیر بار استبداد نروند و...
بارها در جمع های دوستانه با بچه ها گفته ام که اگر سن مان دیدن مشروطه یا ملی شدن نفت یا انقلاب یا دفاع مقدس و ... را قد نداده است باید خدا را شاکر باشیم برهه حساس دیگری از تاریخ معاصر ایران را از سوم تیر ۸۴ تا به همین امروز را دیده ایم. مبالغه نمی کنم، این حرف اعتقاد قلبی ام است. مگر تا الان کشوری بوده که بعد ۳۰ سال گذشت انقلاب خود این همه فراز و نشیب به خود ببیند؟ فراز و نشیبی که به نظرم یکی از حساس ترین برهه های آن همین روزها رقم می خورد...
هاشمی و موسوی نه تنها باید پاسخ کشته شدگان درگیری های چند روز اخیر را بدهند که باید پاسخ تک تک شهدایی که برای حفظ این نظام رفتند را بدهند. هاشمی ای کاش روزی پاسخ دهد ارزش محسن و مهدی و فائزه و فاطمه و یاسر چقدر است؟ بیشتر از کل نظام؟... " أَنَّمَا أَمْوَلُكمْ وَ أَوْلَدُكُمْ فِتْنَةٌ "
و صد البته آقای موسوی که به نظرم خودش هنوز هم نفهمیده چطور و بازی چه کسانی را خورده، اما باید پاسخ دهد ارزش کسب قدرت تا کجاست؟ موسوی در تمام صحبت های انتخاباتی اش احمدی نژاد را به دروغ، به دروغگویی متهم کرد تا بهترین مصداق برای این آیه شود:
"ام نجعل الذین آمنوا و عملوا الصالحات کالمفسدین فی الارض ام نجعل المتقین کالفجار"
"آنان که برای تصاحب صندلی ریاست به کذب تو را به دروغگویی متهم می کنند، خود از دروغگویان عالم اند"
هاشمی و موسوی تا حالا یک بار هم این جملات امام را خوانده اند؟
"من باز به همه اين آقاياني كه ميخواهند نطق كنند و اعلاميه بدهند و نميدانم نامه سرگشاده بفرستند و ازاين مزخرفات، به همه اينها اعلام ميكنم كه برگرديد به اسلام، برگرديد به قانون ، برگرديد به قرآن كريم ، بهانه درست نكنيد كه اسباب اين بشود كه شما همه به انزوا كشيده بشويد." (صحيفه امام جلد 14 صفحه 415)
این فتنه هم به زودی تمام خواهد شد. اما تاریخ ثبت خواهد کرد چه کسانی از پس چه آزمونهایی سربلند یا شکست خورده بیرون آمدند ...
قصد نوشتن این مطلب را نداشتم اما حال و هوای این روزها قلم آدم را جز به سمت این مدل نوشتن نمی برد.
همه با هم روز جمعه در پای صندوقهای رای به نیت ۱۴ معصوم، ۱۴ حرف را در برگه های رایمان حک میکنیم:
"محمود احمدی نژاد"
زمانی که 5 ماه قبل از اعلام رسمی حضور خاتمی در انتخابات و 6 ماه قبل از انصراف رسمی او از عرصه رقابت در همین وبلاگ نوشتم "چرا خاتمی نخواهد آمد؟" بسیاری ملامت کردند و گفتند او حتما خواهد آمد، تعداد دیگری از هواداران او هم با نوشتن پیام های فراوان برای آن مطلب که هنوز هم موجود است، مثل همیشه تمسخر را پیشه کردند و عده ای هم خواستند تا هیچ وقت در عالم سیاست پیش بینی نکنم چون اساسا این کار منطقی و عقلانی نیست.
این مطلب را خیلی پیشتر از این قصد داشتم بنویسم اما فرصت کم مانع شد و الان هم که دارم می نویسم تقریبا 3 ساعت تا آغاز زمان رسمی رای گیری باقی مانده. به عنوان مقدمه این را هم حتما قید می کنم اینکه تصور کنید در این مطلب در پی پیش بینی و یا آوردن استدلال برای اینکه چرا احمدی نژاد در دور اول پیروز خواهد شد هستم اساسا اشتباه است. چون شکی در پیروزی دکتر در دور اول ندارم لذا اساسا پیش بینی در این رابطه را بی معنی می بینم و آنچه را که قابل پیش بینی کردن می دانم تعداد آرای دکتر است که فکر می کنم بین 17 تا 23 ملیون متغیر باشد، اما اساسا چرا اینقدر به پیروزی احمدی نژاد آن هم در همان دور اول مطمئنم؟

همان طور که گفتم استدلال یا علتی که حتما بتواند شما را هم اقناع کند در چنته ندارم و بیشتر دلی و از روی اعتقاد در این رابطه می نویسم. کاری هم به نظرسنجی ها و نظرسازی ها و ... ندارم. موجی را هم که پس مناظره دکتر با موسوی به راه افتاد و جمعیت عجیب مصلی در هفته گذشته و استقبال های غیرقابل پیش بینی از دکتر در سایر شهر ها و احمدی نژادی بودن همه تیپ آدم ها در این روزها را هم نادیده می گیرم. در ادامه هم نه به کیهان کار دارم و نه اعتماد و فارغ از آنچه که رجانیوز و یاری نیوز و فارس و کلمه می نویسند عمیقا باور دارم احمدی نژاد در این 4 سال در راه خدا کم نگذاشته که الان خدا و بعد هم ملت بخواهند برای او کم بگذارند. علیرغم نگرانی خیلی از بچه ها هر چقدر که اخبار تخریب احمدی نژاد را می شنوم بیشتر خوشحال می شوم. می خواهد نود سیاسی باشد یا بلوتوث های مسخره یا شایعات روزمره، فرقی نمی کند! اگر خدا خداست "ومکروا ومکرالله والله خیر الماکرین" را چه می شود؟ و اگر او وعده کرده "ان تنصروالله ینصرکم ویثبت اقدامکم" پس نگرانی ما مگر جز شرک ماست؟
اگرچه همیشه در نظر دارم ممکن است صلاح یک امری در آنچه ما طالب آن هستیم نباشد و شاید صلاح همان اسلام و انقلابی که ما مدعی دلسوزی برایش هستیم دوباره در این باشد جریان نامتجانس دیگری چند سال در راس آن و با نقاب نفاق خود جولان دهد اما فعلا آنچه که به عقل ناقص من می رسد همین است که احمدی نژاد در این عرصه بر نفاق پیروز می شود، در دور اول و با اکثریت آرا. و این اتفاق را مترادف عملی می دانم با خیلی از اتفاقات تاریخ معاصر. اتفاقاتی که استارت آن برای اولین بار در 30 سال اخیر از سوم تیر 4 سال قبل خورد، تاریخ طلحه هاو زیبر ها و منتظری ها را به خود باز هم خواهد دید، این بار هم به کمک ملت و حاکمانی شجاع ...
ظرف چند روز آینده، پس از اعلام رسمی پیروزی دکتر مطالب جالبی خواهم نوشت. مطالبی که نوشتنش و باور کردنش برای خودم هم سخت خواهد بود و خاطره انگیز، چه برسد به شما!
امروز همه با وضو، به دکتر رای خواهیم داد ...
جمعه یعنی انتخاب بهترین
جمعه یعنی حفظ کشور، حفظ دین
جمعه یعنی رد اکبر، رد خاتم، رد میر
بار دیگر انتخاب این دلیر
جمعه باید شاد گردد رهبری
راه اینست: انتخاب احمدی ...
خواب همه شاهزادگان آشفتی، ۳۰ سال نگفته را به یک شب گفتی ...
نهال کاشته شده در ۳ تیر ۸۴ نهایتا ۱۳ خرداد ۸۸ میوه داد. هرچند معتقدم از این نوع درخت آن قدر باید به دست ملت کاشته شود تا روزی سایه گلستان بر سر همه گسترده شود اما فعلا همین شروع طوفانی غنیمت است ...
به نظرم با جملاتی که دکتر در مناظره با موسوی گفت، همه چیز تمام شد. دیگر مهم نیست اصلا انتخاباتی به نام ۲۲ خرداد در پیش است یا نه، دیگر مهم نیست نظر سنجی ها چه می گویند، مهم نیست در شهرهای بزرگ و کوچک مردم به چه کسی رای می دهند، مهم نیست سه مهره هاشمی در ادامه انتخابات چه بگویند و چه بکنند، مهم این است که احمدی نژاد الحق نشان داد فرزند حقیقی خمینی (ره) است و گفت آنچه را که باید می گفت ...

اینکه دکتر با آرامش یکی یکی از هاشمی و فرزندانش، از ناطق و فرزندش، از صفایی فراهانی و حتی بی قانونی های همسر کسی که شعار اصلی اش قانون گرایی است! پرده برداشت به نظرم آن قدر ارزش داشت تا اگر کسی امروز از من بپرسد فقط یک کار مثبت احمدی نژاد را بگو با افتخار خواهم گفت:
گذاشتن پا به روی دم شیر!
شجاعت احمدی نژاد آن قدر برایم اهمیت دارد که همین یک خصوصیت اش را با هیچ کس عوض نخواهم کرد. شاهکار دکتر در این مناظره نه فقط افشای صریح مفاسد مالی این دوستان که تاکید بر مسایلی از قبیل اشرافی زندگی کردن افرادی همچون ناطق بود که این بسیار شیرین تر از افشاگری های قبلی بود...
کسانی که با معیاری به نام "با امام بودن" خود را صاحب دنیا می دانند و بعد هم انتقاد از خود را به منزله رفتن آبروی نظام و اسلام می دانند! و صدالبته نمی دانند نظامی که آنها آبرویش را تشکیل دهند خیلی زود رفتنی خواهد بود اما این نظام از جنس احمدی نژاد و احمدی نژادی هاست و اسلام پابرهنه ها با اسلام نیاوران نشین ها زمین تا به آسمان تفاوت دارد ...
و البته مانده ام آقای چیز که از همان اول مناظره با صدای زمخت و لرزان خود به چیز چیز گفتن افتاده بود چطو امشب در گل گویی خود و رضایی از بی اخلاقی در مناظره با دکتر گله می کرد و می گفت نباید در غیاب کسی علیه او صحبت کرد! اما فراموش کرده که خودش وقتی می خواست با دروغ و افترا به محصولی دولت پاک احمدی نژاد را زیر سوال ببرد موجب شد تا دکتر هم بگوید آن چه را که یک ملت ۳۰ سال در دل خود ریخته بود ...
از بازتاب این مناظره در بین توده های مردم می گذرم. چقدر از دیشب تا الان دیدم افرادی را که حتی قصد حضور در انتخابات را نداشتند اما شجاعت احمدی نژاد مخاطبش فطرت انسان هاست ...
حال و هوای پارک ملت هم دیشب خیلی جالب بود. چون جایی که فی نفسه پاتوق رقیب به حساب می آید، دیشب آن قدر به خود احمدی نژادی دید که این هم در نوع خود کم نظیر بود!
حسبنالله و نعم الوکیل این روزها مزه دیگری دارد ...
۲ هفته قبل که این پیامک طنز به دستم رسید، هیچ وقت فکر هم نمی کردم به این زودی معنای این طنز، این قدر جدی خود را نمایان کند:
اسامی کاندیداهای ریاست جمهوری اعلام شد:
۱. میرحسین هاشمی نسب
۲. مهدی هاشمی صفت
۳. محسن هاشمی پناه
۴ محمود هاشمی شکن
و امروز بت قدرت و ثروت برای همیشه شکسته شد و این یک مقطع فراموش نشدنی در تاریخ بعد انقلاب است ...
ای آنکه فقط تکیه کلامت "چیز" است
برحذر باش زمحمود که حرفش "جیز" است
اگرچه احمدی کوتاه و ریز است
ولیکن صحبتش گیرا و تیز است
کنون شد بیشتر محبوب دلها
و وضع موسوی هم چیز تو چیز است
دیشب محمود جهاد اکبر کرده
مقصود، جهاد با "اکبر" کرده
این میر که چیز او عیان شد دیشب
انگار که جان فدای اکبر کرده
ای شیر شکوه غرشت را دیدند
آنها که به عزت تو می خندیدند
دیشب همگی به پای روشنگری ات
جز "چیز" جواب دیگری نشنیدند
به آقا زاده ها باجی ندادی
و در راه ولایت ایستادی
عجب تشخیص دادی مصلحت را
که پا روی دم شیران نهادی
"م" مثل موسوی
"ک" مثل کروبی
"ر" مثل رضایی
و این سه آخرین مکر هاشمی برای حذف احمدی نژادند
اما:
ومکروا ومکرالله ولله خیر الماکرین ...


* خوشبختانه رویکرد دولت و آقای رییس جمهور طوری بوده که کسانی که تمایل به فساد دارند، مرعوبند. (۶ شهریور ۸۵)
* شما دولتی هستید مردمی، یعنی مردم وقتی حرف شما و صدای شما را می شنوند، کانه از جنس خودشان یک حرفی می شنوند. (۲ شهریور ۸۷)
* ساده زیستی به خصوص در خود آقای رییس جمهور خوب و برجسته است. (۲ شهریور ۸۷)
* پرکاری این دولت انصافا برجسته است. بی انصافی ها هر چه هم زیاد باشد نمی تواند بر این حقیقت غلبه پیدا کند که دولت شما انصافا دولت پرکاری است و تلاشتان و کارتان و تحرکتان خیلی زیاد است. این بسیار جای خرسندی دارد. (۴ شهریور ۸۶)
* امروز خوشبختانه همان موج ضد ارزش کردن اشرافیگری، بحمدا... وجود دارد، یعنی دولت، مسئولین دولتی ساده زیستند، مردمی هستند و این خیلی فرصت خوبی است، نعمت بزرگی است. (۲۴ آذر ۸۷)
دانلود روی تراکت اینجا
دانلود پشت تراکت اینجا
توصیه می کنم حتما این تراکت را دانلود کرده و چاپ نموده و در اماکن مذهبی مانند هیئات و جلسات و نمازهای جمعه و ... در اختیار مردم قرار دهید.

به همین مناسبت فرخنده که بالاخره حامیان دیروز آقای هاشمی وخاتمی و حامیان امروز موسوی در پی فشارهای ۴ ساله مردم و دولت نهم یک قدم پی گذاشتند و بر دزد بودن خود صحه گذاشتند پوستری را طراحی کردم که طی آن توضیح کاملی از اعترافات مرعشی و حواشی سخنان وی در این دانشگاه و هم چنین آدرس فیلم اعتراف وی در جمع دانشجویان درج شده است.
پیشنهاد می کنم این پوستر را در شهرها و مناطق مختلف محل سکونت خود تکثیر و در میان مردم توزیع کنید تا قبل از انتخابات مردم بدانند امروز چه دزدانی حامی میرحسین موسوی شده اند.
جهت دریافت پوستر بر لینک زیر کلیک راست کرده و save target as را بزنید.
پوستر جدید دیگری هم طراحی شده که با پوستر قبلی قرابت زیادی داره و توصیه می کنم حتما فایلش را دریافت کنید و با تکثیر آن در بین مردم حداقل کاری که از دستمان بر می آید را دریغ نکنیم.

جهت دریافت پوستر بر لینک زیر کلیک راست کرده و save target as را بزنید.

به نظرم موسوی در این مناظره حاضر نخواهد شد. البته این اتفاق در نهایت به نفع دکتر خواهد بود چرا که عدم حضور موسوی به عنوان جدی ترین رقیب دکتر به منزله پاسخ نداشتن و ضعف وی قلمداد خواهد شد اما در هر صورت همین عدم حضور وی ضرر به مراتب کمتری را نسبت به حضورش نصیب او خواهد کرد چراکه اگر وی در مناظره حاضر شود حتم دارم دکتر با توجه به فن بیان و مهارتی که در اثرگذاری بر مخاطب دارد تنها کافی است تا ۲ جا مچ میرحسین را بگیرد و اثر همین اتفاق بر ذهن مردم کافی است تا میرحسین قبل از ۲۲ خرداد به صورت غیر رسمی از ادامه رقابت دلسرد شود. اما در صورتی که موسوی از مناظره با دکتر طفره رود و به هر توجیه و بهانه ای از حضور در استودیو خودداری کند کافی است تا در روزهای منتهی به انتخابات فقط برای نیامدنش بهانه تراشی کند و این به مراتب ضرر کمتری برای او دارد چون دیگر مچی از وی گرفته نشده تا اثر آن بر ذهن همه باقی بماند ...
در هر حال خیلی مایلم تا پیش بینی ام غلط از آب درآید تا میرحسین که با افتخار می گوید تا شب انتخابات از دولت انتقاد خواهم کرد، مقابل همه رسوا شود که چطور ۲۰ سال هیچ احساس خطری نکرده اما امروز به دستور ارباب خود به صحنه آمده ...
خیلی دوست داشتم تا فقط ۳۰ ثانیه از وقت مناظره را جای دکتر باشم و از میرحسین یک سوال بپرسم. سوالی که نه خودش ونه هفت جد و آبادش نمی توانند به آن پاسخ دهند:
آقای موسوی! شما در یکی از آخرین سخنرانی های خود گفته ای در صورتی که رییس جمهور شوی ۳ کار را ادامه خواهی داد. ۱ سهام عدالت ۲. نقدی کردن یارانه ها ۳. مسکن مهر
اگر این کارها بد است پس چرا می خواهی آن را ادامه دهی؟ اگر خوب است پس چرا می خواهی تا شب انتخابات از دولت انتقاد کنی و اصلا برای چه به انتخابات پا گذاشته ای؟ کمی انصاف ...
ای کاش دگر تنش زدایی نکنیم
با خوار شدن گره گشایی نکنیم
باز آی که حق خویش را مثل قدیم
از دست حرامیان گدایی نکنیم
سخنرانی رهبر انقلاب در 13 دی ماه 86 در جمع دانشجویان استان یزد، از جهات مختلفی بسیار مهم و رهنماست. خواندن متن سخنان این جلسه برای هر کسی خالی از لطف نیست. ایشان در قسمتی از بیاناتشان به طور بی سابقه ای ضمن انتقادات صریح از عملکرد دولت اصلاحات در عرصه اعتماد به نفس و عزت ملی و به صورت مصداقی پرونده هسته ای، با گریزی به گذشته خاطره بسیار جالب و تامل برانگیزی را مطرح می کنند.
در برهه کنونی که میرحسین موسوی سعی دارد خود را مظهر و جمیع صفات مثبت از جمله "اعتماد به نفس بالا" نشان دهد، و در سخنرانی های خود نیز کرارا بر این نکته تاکید میکند، مروری بر این خاطره به نقل از رییس جمهور دوران نخست وزیری میرحسین موسوی خواندنی است:

"بعضی ها در داخل می گفتند ما می توانیم (نیروگاه اتمی) درست کنیم. ما چند نفر از مسئولین مرتبط با این مسایل را خواستیم در دفتر ریاست جمهوری، چند تن از روسای کشور را، نخست وزیر و دیگران را هم دعوت کردیم که بحث کنیم. آنها گفتند آقا امکان ندارد که ما بتوانیم آن نیروگاه را که نزدیک تهران است افتتاح کنیم. این قضاوت آنها بود، گفتند اصلا امکان ندارد، حتما بایستی خارجی بیاید، خارجی را نیاوردیم، متخصص داخلی رفت آن را کامل کرد، درست هم کرد و الان هم سالهاست که دارد برق می دهد و از تولیدش در کشور استفاده می شود" (+)
و این حکایت میرحسینی است که بعد از 4 سال که دوباره ندای عدالت، شجاعت، ساده زیستی، اعتماد به نفس ملی و ... در کشور جاری و ساری شده، از خواب 20 ساله خود بلند شده و البته صدا و سیما را متهم می کند که چرا 20 سال سکوت وی را پوشش نداده است!
علی ای حال، بعد از خواندن این خاطره ناخودآگاه یاد این جمله رهبری در دانشگاه علم و صنعت افتادم که در آذر ماه سال گذشته فرمودند:
اگر روزي در ميان مسئولان كشور مسئولان بیجرئت و ضعيفي همچون شاه سلطان حسين پیدا شوند، حتي اگر در ميان مردم نيز شجاعت و آمادگي وجود داشته باشد، كار مملكت و جمهوري اسلامي تمام است چرا كه مسئولان ترسو و مقهور، ملتهاي شجاع را نيز به ملتهاي ضعيف تبديل مي كنند. (+)
موجیم ولی زعمق دریا آبیم
ما حاوی اسرار دل دریاییم
ای سبزه کوچک کنار مرداب
برخیز و برو، فاتح دریا ماییم

"من ماشين نداشتهام كه شما را جمع كنم" و در ادامه هم مظلومانه از مردم برای استقبال از او در شهرهای مختلف تشکر کرده بود. اما این ادعای موسوی تنها ۴۸ ساعت زمان نیاز داشت تا تبدیل به یک دروغ عیان و آشکار شود چرا که در تمامی تبلیغاتی که به صورت بنرهای بزرگ و رنگی در سطح شهر تهران و دانشگاه ها برای اطلاع رسانی مراسم دوم خرداد انجام شده بود تاکید شده بود که:
"از دانشگاه های شهر تهران ایستگا های مترو و میادین اصلی تهران وسیله برای ایاب و ذهاب وجود دارد"
حال که به نظر می رسد میرحسین هیچ خط قرمز اخلاقی را برای انتخابات رعایت نمی کند و به انواع و اقسام دروغ ها و لجن پراکنی ها روی آورده است بهتر است تا انتها این خط را ادامه دهد چون هم به خوبی چهره واقعی او را آشکار می کند و هم اینکه کمتر دروغی ممکن است در عرض کمتر از ۴۸ ساعت رسوا شود ...
از ریشه بکن اساس کج را
دشمن صفتان ذوالعوج را
فریاد بکن دوباره دکتر
عجل لویلک الفرج را
به نظرم این یکی از بزرگ ترین ظلم هایی است که در حق رهبری می شود.

چاپ عکس آقا در کنار عکس رفسنجانی و خاتمی، دو چهره اي كه به نظرم بيشترين تفاوت ديدگاه را با رهبري دارند و صدالبته كه منش و روش شان هم با ايشان متفاوت است بزرگترين ستم است ...
خدا از كارزگران منافق نگذرد! و البته از ابلهاني كه هنوز شعورشان نمي رسد استفاده ابزاري از عكس رهبري را براي چنين عرصه هايي ممنوع كنند ...
* * *
امروز همايش دانشجويان حامي احمدي نژاد برگزار شد. به نظرم هيچ چيز كم نداشت. عالي بود. هم صحبت هاي دكتر و هم جمعيت آماده انفجار. نمي دانم چند هزار نفر آمده بودند و چند نفر هم پشت در ماندند. فقط مي دانم سالن داشت از جمعيت مي تركيد!
چند دقيقه پاياني صحبت هاي موسوي را كه از شبكه اول پخش شد را ديدم. دلم برايش مي سوزد و نمي دانم به چه اميدي به عرصه آمده است. حقيقتا حرف زدن احمدي نژاد كجا و حرف زدن موسوي كجا ... هر روز كه مي گذرد دلم قرص تر مي شود. تقريبا مطمئن هستم راي ميرحسين به ۱۰ مليون هم نخواهد رسيد...
محبوب تر از هر آنكه آمد هستي
بر سيل ستم به اين و آن سد هستي
زيبنده توست شهرتت اي محمود
الحق كه تو از نژاد احمد هستي
All
Rights Reserved 2009-2010 © amirihosain.Blogfa.Com
كليه حقوق محفوظ است