هر چند معتقدم تاكنون در حق او زياد ظلم شده. بسياري از شايعاتي كه پيرامون او ساختند و ناجوانمرادنه پخش كردند و حرفهاي نادرست فراواني كه بانيان آن بايد آن دنيا پاسخ دهند اما ...
اين بار رحيم مشايي در اظهاراتي عجيب گفته:
"ايران امروز با مردم آمريكا و اسرائيل!!!!!!!!!!!!!!!!!!! دوست است. هيچ ملتي در دنيا دشمن ما نيست اين افتخار است . ما مردم آمريكا را از برترين ملتهاي دنيا مي دانيم"
وقتي اين حرف رو از زبان رحيم مشايي خوندم حقيقتش برق از سه فازم پريد! خوندن و شنيدن اين حرفها از زبان كساني مثل مهاجراني و عبدا... نوري و... هيچ تعجبي نداره و كاملا هم طبيعي است كما اينكه آقايان نه در مقام سخن كه در مقام عمل در 8 سال دوران سياه اصلاحات و تا حد فراواني هم 8 سال سازندگي، تمام تلاش خود را براي تطهير اسراييل و هر آنچه كه با ضديت اسلام است بكار بردند اما بيان چنين سخني از معاون رييس جمهور آنقدر عجيب و تلخ است كه ...

هر چند مطمئنم رحيم مشايي بيش از هر چيز "سوتي" داده و هيچ قصدي از اين حرف نداشته اما از يك مقام مسئول اون هم در اين دولت و اون هم در رابطه با اين موضوع حساس انتظارات بسيار زياده... چون بديهي است كه اولا معيار بهترين و بدترين ملت را آقاي ايكس و ايگرگ مشخص نمي كنند و از همه مهم تر اينكه ما دولتي به نام اسراييل را به رسميت نمي شناسيم كه بخواهيم مردم و ملت آن را در ادبيات سياسي خود وارد كنيم ...
البته ممكنه اين حرفهاي من براي عده اي نادان "آتو" بشه و بيان همين جا نظر بذارند كه ... اما بزرگتر از آتویی نیست که فعلا آقای رحیم مشایی بدست این عده داده ...
اين مطلب رو نوشتم تا اولا كساني كه دائم اين وبلاگ رو چك مي كنند و با مواضع من كاملا آشنا هستند بدونند عكس العمل بنده به عنوان نمونه اي از طيف هواداران پرو پاقرص دولت نهم نسبت به اين نوع سخنان چيست حتي اگر گوينده اين حرفها معاون رييس جمهور باشد.
و ثانيا اينكه آنهايي كه مي گويند ما فقط از دولت دفاع مي كنيم بهتر درك كنند كه دفاع از اين دولت بر خلاف برخي دولت هاي قبل به علت دفاع از خطوط قرمز و ارزش هاست و اگر روزي اين دولت نيز بخواهد در مشي اصلي و گفتمان خود تغيير عمده بوجود آورد، براي ما فرقي بين خاتمي و احمدي نژاد نيست. مهم زنده ماندن ارزش هاست ...
۰ بازتاب این مطلب در سایت خبری هواداران شهردار تهران (+) و رادیو فردا! (+)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مطلب مفصلی با عنوان:
بررسي رويکرد غرب در قبال موضوع هستهاي ايران
از اصرار بر تعليق ۱۵ ساله تا عقب نشيني بي سرو صدا در ژنو
براي سايت رجانيوز نوشتم كه فكر مي كنم براي اون دسته از كساني كه به موضوع پرونده هسته اي ايران علاقه مندند خوندش سودمند باشه. اطلاعات جامع و تا حدودي جذاب پيرامون آنچه كه در اين ۵ سال در روند مذاكرات ايران و غرب اتفاق افتاده را مي توانيد به صورت جمع بندي شده در اين مطلب بخوانيد.

این مطلب در رجانیوز
ادامه روند مذاكرات جمهورى اسلامى ايران با ۱+۵ در شرايطى مورد تحليل و ارزيابى كارشناسان قرار گرفته كه شواهد گوناگونى مبنى بر پرفايده بودن روند گفت وگو ها به نفع كشورمان وجود دارد.
ارائه بسته پيشنهادى جمهورى اسلامى ايران به ۱+۵ كه شرايط مورد قبول ايران در راستاى ادامه مذاكرات را مورد تأكيد قرار مى داد، غرب را به اين باور رساند كه ايران طرف مذاكره اى است كه حرف هاى فراوانى براى گفتن دارد. ارائه اين بسته از سوى ايران ضمن تأكيد اين كه «تعليق غنى سازى» به هيچ عنوان در دستور كار قرار ندارد و اين مسئله خط قرمز ايران براى ادامه مذاكرات براى غرب است به خوبى نشان داد كه ايران در مذاكرات خود با غرب حالت انفعالى ندارد و اين ۱+۵ است كه بايد در مواجهه با جمهورى اسلامى ايران منطقى و در عين حال قانونمند رفتار نمايد.
![]() |
|
|
(متن کامل را در روزنامه ایران بخوانید)
* * *
۲. چند روز قبل یک مصاحبه هم با ایرنا پیرمون جنبش دانشجویی داشتم که شاید حاوی نکته خاص یا جدیدی نباشه اما تکرار مواضع همواره لازمه. (اینجا)
۳. از اینکه یک کم دیر به دیر آپ می کنم ببخشید. سرم يك كم شلوغه!
۴. لیله الرغائب (شب آرزوها) هم گذشت اما هنوز ما آرزو به دل مانده ايم ...
۵.پیشاپیش تولد جوادالائمه علیه السلام هم مبارک.
۶.دعا کنید. همین...
"در صورت انتخاب احمدي نژاد، در اماكن عمومي مثل پياده رو هاي خيابانها، بين زنان و مردان ديوار يا چادر كشيده خواهد شد"
"اگر احمدي نژاد رييس جمهور شود، نام خودروي سمند، ذوالجناح مي شود"
"مشكل اصلي احمدي نژاد در چهره اش است كه به رييس جمهوري نمي خورد"
و...
اينها عباراتي است كه به طور جدي، در آخرين روزهاي منتهي به انتخابات 27 خرداد و پس از آن نيز با شدت بيشتر در آستانه انتخابات سوم تير در جامعه شنيده مي شد. احمدي نژاد وارد حريم ممنوعه افرادي شده بود كه عليرغم شعار دموكراسي، خواست مردم، آزادي بيان، آزادي انديشه، زنده باد مخالف من، جامعه مدني، توسعه و... در بدترين شكل ممكن "ديكتاتوري" به راه انداخته بودند و جز صداي خودشان حاضر نبودند كه مردم صداي كسي ديگر را نيز بشنوند و اين روند آن قدر آشكارا دنبال مي شد كه افرادي كه خود را نمايندگان برخي كانديداهاي خاص معرفي مي كردند در برنامه هاي زنده تلوزيوني به صورت مستقيم و غير مستقيم اين مضامين را عليه او تكرار مي كردند.
سير هجمه ها و رفتارهاي غير اخلاقي عليه وي موجب شد تا احمدي نژاد به فاصله چند روز قبل از انتخابات سوم تير در گفتگوي ويژه خبري صدا و سيما و به صورت زنده چنين با مردم سخن بگويد:
"بنده احساس كردم با توجه به ظرفيت هاي موجود در كشور مي توان بهتر كشور را مديريت كرد و ديدم كه قانون هم در اين رابطه مانعي براي حضور من ندارد! لذا خود را به عنوان كانديدا به مردم معرفي كردم اما پس از دو سه روز يك دفعه متوجه شدم كه احمدي نژاد به مظهر تمام بدي هاي عالم تبديل شده است! حتي خيلي از اين حرفهايي كه پيرامون من مي زنند با هم تناقض دارد! حتي ديدم يك ليستي عليه من منتشر شده كه در آن به ترتيب انواع دروغ ها و تهمت ها را نوشته اند و در آخر آن ليست هم شماره فكس محل انتشار آن درج شده!... يكي دو شب پيش نمايندگان برخي كانديداها آمده بودند در برنامه زنده تلوزيوني و به جاي پرداختن به فضايل كانديداهاي خودشان به احمدي نژاد فحش مي دادند!... بنده چون عضو و مورد حمايت هيچ حزبي نيستم، اين رفتارها را عليه من انجام مي دهند اما حالا اگر جاي من كسي كه پشت سر او فلان حزب يا افرادي كه در مقامات كشوري هستند بودند، بازهم اين طور رفتار مي شد يا آن افراد ساكت مي شدند؟!... من فكر مي كنم وارد حريم ممنوعه يك مجموعه هايي شده ام كه نمي دانم اين افراد چگونه مي خواهند فرداي قيامت در رابطه با حرفها و اقداماتشان جواب بدهند؟"
سير تخريب ها و هجمه هايي كه امروز عليه شخص رييس جمهور و دولت مشاهده مي شود، ريشه در سوم تير 84 و همان برهه اي دارد كه "احمدي نژاد وارد حريم ممنوعه برخي افراد" شد.

احمدي نژاد از همان ابتدا اعلام كرد بدون توجه به جوسازي ها و تخريبهاي رسانه اي عليه خود و عملكرد دولتش، به آنچه كه فكر مي كند به صلاح مردم است، عمل خواهد كرد اما روند هجمه ها به دولت در رسانه ها آنقدر افزايش يافته بود كه رهبر انقلاب در آبان ماه 85 و در ديدار با مردم گرمسار تأكيد كردند:
«چندي پيش رييس چمهور محترم از مطبوعات گله كرد كه بدگويي مي كنند، بد دهني مي كنند، لجن پراكني مي كنند و بعضي از مطبوعات اعتراض كردند. من معمولاً مطبوعات را مي بينم، من حق را به رييس جمهور دادم... بعضي از مطبوعات نه اينكه انتقاد مي كنند -انتقاد ايرادي ندارد-، بي انصافي مي كنند.»
اما يك ماه بيشتر از هشدار رهبري به مطبوعات غيرمنصف و تخريبگر دولت نگذشته بود كه اين بار در دانشگاه اميركبير زماني كه در جمع 2500 نفري دانشجويان، عده اي كه شايد تعداد آنها به 300 نفر هم نمي رسيد، عكس رييس جمهور را آتش زدند، احمدي نژاد در پاسخ به آنها به تنها به چند جمله اكتفا كرد:
«افتخار امثال بنده سوختن در راه تعالي اين ملت است چراكه پيشتر از ما پيشگامان ما در راه رسيدن به آرمان هاي اين ملت، همچون شهيد رجايي جانشان و تنشان را به سوختن دادند و بدانيد اگر هزار بار در راه آرمان هاي اين ملت همه وجودم بسوزد، يك سانتي متر از آرمانها عقب نشيني نخواهم كرد.»
رييس جمهور در ادامه با گلايه از كساني كه براي تخريب دولت ناجوانمردانه دست به دروغ بافي و ساختن آمارهاي جعلي مي زنند، از آنها خواست كه به خاطر مردم هم كه شده واقعيات را آنگونه كه هست، ببينند نه آنطور كه مي خواهند و در پايان نيز اعلام كرد:
«تمامي كساني را كه به دروغ در روزنامه هايشان هر چه كه مي خواهند عليه دولت مي نويسند و هر روز به من فحش مي دهند، مي بخشم چراكه آنها را دوست دارم.»
اما جزاي ورود احمدي نژاد به حريم اين افراد تاواني بيش از اينها داشت. دروغ پردازي و سيل تخريب ها و تهمت هايي كه هر روز در رسانه هاي وابسته به اين جريانات عليه رييس جمهور منتشر مي شد، سر پايان يافتن نداشت. در همان برهه از زمان، هفته نامه اي كه توسط بقاياي روزنامه نگاران روزنامه هاي زنجيره اي دوران اصلاحات منتشر مي شد، با زيركي تمام هر هفته با پرونده سازي پيرامون يكي از صفات مثبت و بارز رييس جمهور از جمله عدالتخواهي، ساده زيستي، شجاعت، مكتبي بودن و... سعي مي كرد تا با قرينه يابي براي هر يك از صفات فوق در چهره هاي ديكتاتور و منفور تاريخي، ناخودآگاه ويژگي هاي مثبت احمدي نژاد را در هم براي مخاطب منفي جلوه دهد. مدتي بعد سردبير هفته نامه مذكور در مقايسه اي تلويحي رييس جمهور را به رييس فرقه بابيه تشبيه كرد و سفرهاي استاني دولت را نيز همچون اقدامات تبليغاتي فرقه بابيه عوام فريبي خواند. در همين ايام بود كه مسئول يكي از سايت هاي خبري كه داعيه دار حمايت از جريان اصولگرايي نيز مي باشد در نوشتاري گستاخانه احمدي نژاد را با بني صدر و ديگر پادشاهان قاجاريه مقايسه نمود و وجه تشابهي به نام ديكتاتوري را از مقايسه خود استخراج نمود.
نگاهي كوتاه بر روند عملكرد بسياري از مطبوعات و رسانه هاي اينترنتي در سه سال گذشته به خوبي نشان مي دهد كه كوچكترين اقدام دولت در هر زمينه اي به بزرگترين سوژه خبري سايت ها و روزنامه هاي ضد دولت تبديل شده است و صد البته كه در اين رهگذر هيچ گاه سخني از بزرگترين اقدامات مثبت دولت به ميان نمي آيد. شاهد اين مدعا زماني است كه با پرتاب موشك ماهواره بر سفير به فضا كه حتي برخي از خبرگزاري هاي بيگانه نيز نتوانستند تعجب خويش را از اين اتفاق پنهان كنند، روزنامه اعتمادملي بدون درج يك كلمه از اين افتخار بزرگ ملي، موجي از تعجب و شگفتي را در ميان مردم برانگيخت.
عملكرد افراط گونه رسانه هاي مذكور تا بدانجا ادامه يافت كه رهبر انقلاب در تيرماه سال گذشته و در سخنان خويش در جمع كارگزاران نظام ضمن گلايه از عملكرد بهانه گيران عليه دولت، خاطرنشان كردند:
«بعضى از اقدامها را اگر بكنيد، مي گويند چرا كرديد، به اين دلائل غلط بود؛ اگر همان اقدام را نكنيد، مي گويند چرا نكرديد، به اين دلائل خطا بود! دليل مي شمرند؛ باب تحليل هم كه واسع است؛ هرچه دلشان مي خواهد، مي گويند! آنها اهميتى ندارند. حق، خودش را نشان خواهد داد.»
اما سفر موفق رييس جمهور به آمريكا و سخنراني در دانشگاه كلمبيا كه حتي به اذعان نماينده سابق امريكا در سازمان ملل، جان بولتون، از ناكامي هاي بزرگ امريكا و موفقيتهاي بزرگ ايران به حساب مي آمد نيز با اخبار جهت دار و تخريبي عليه دولت توسط اين دست از رسانه ها دنبال شد. ضميمه ديگر اين رفتارها، تحريف و سانسور اخبار سفر موفق رييس جمهور به ايتاليا در ماه گذشته بود كه هيچ كدام از رسانه هاي مورد اشاره حاضر به پوشش واقعيات اين سفر نشدند.
چرايي تمام اين رفتارها را بايد در "تاوان دادن براي ورود به حريم ممنوعه برخي افراد" جستجو كرد.
تاكيدات ويژه رييس جمهور بر گفتمان مهدويت نيز ابتدا با انتقادات شديداللحن از وي همراه بود كه چرا در تمامي سخنراني هاي خويش پيش از هر چيز دعاي فرج را زمزمه مي كند! و در ادامه نيز پروژه تخريب رييس جمهور به بهانه خرافات در همين راستا كليد خورد كه اتفاقاً يادداشت اخير قائم مقام حزب اعتمادملي را نيز بايد در همين زمينه مورد ارزيابي قرار داد.
طرح سوالات بي پايه و اساس از سوي منتجب نيا كه سنديت هر كدام از آنها را تنها بايد در ذهن معاندين دولت جستجو كرد، آن قدر عجيب و غيرمنطقي بود كه حتي سخنگو و رييس شاخه روحانيون اعتمادملي نيز آن را ديدگاه هاي شخصي منتجب نيا قلمداد كردند و البته ساعاتي پس از انتشار يادداشت فوق، منتجب نيا اعلام كرد هدفش از انتشار اين يادداشت جنجالي كمك به دولت بوده است! هرچند براي انتشار اين مطلب، مسئولين روزنامه از وي اجازه نگرفته اند.
اما رييس جمهور در ديدار اخير خود با دانشجويان از منشأ كينه توزي ها نسبت به دولت رمزگشايي دقيقي كرد. احمدي نژاد با تاكيد بر اينكه علت اين قبيل رفتارها را در استحكام و پايبندي دولت بر سر آرمان ها بايد دانست از دانشجويان نيز خواست تا در راه آرمانگرايي و آرمانخواهي لحظه اي ترديد نكرده، همواره يك آرمانخواه ايده آل باقي بمانند و از رييس جمهورشان نيز جز اين انتظار نداشته باشند.
مرور كوتاه آنچه كه طي سه سال اخير از سوي "دشمنان خارجي و داخلي" و هم چنين "دوست نمايان بدتر از دشمن" در مواجهه با عملكرد دولت و بويژه شخص رييس جمهور اتفاق افتاده است، ناخودآگاه يادآور خاطره اي است كه حجت الاسلام احمد سالك، سخنگوي جامعه مدرسين حوزه عليمه قم اخيراً در گفتگو با روزنامه ايران (9/4/1387) بيان داشته است:
"روزي به شهيد بهشتي عرض كردم كه چرا شما در مقابل اين همه شايعه و تهمت از خودتان دفاع نمي كنيد؟ ايشان در پاسخ به من با چهره اي گشاده و خندان به گفتن اين آيه اكتفا نمود: ان الله يدافع عن الذين آمنوا"
* مطلب فوق در روزنامه ایران و سایت رجانیوز هم منتشر شد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* کتاب "گفتمان مصباح" به تازگی از سوی انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی در ۱۱۳۶ صفحه منتشر شده است. این کتاب به تبیین اندیشه های آیت الله مصباح و سیر مبارزات فکری- فرهنگی ایشان از ابتدای دوران جوانی به خصوص بعد از انقلاب تا انتهای دوران اصلاحات و روی کارآمدن دولت نهم می پردازد. فکر می کنم خواندن این کتاب نه تنها برای نسل سوم که برای کسانی که فکر می کنند به خوبی آیت الله مصباح را می شناسند نیز حاوی مطالب بکر و جدیدی باشد.
برای کسب اطلاعات بیشتر و جزیی تر اینجا کلیلک کنید.
سير تطور زندگي آدمها خيلي قشنگه ... ياد يكي از بچه هاي دانشگاه امام صادق (ع) افتادم كه روزي تو وبلاگش نوشته بود سعيد جليلي زماني كه استادش در دانشگاه بود، چقدر سخت مي گرفت و حتي يك بار يك درس ۲ واحدي اش رو هم اندخته بود! و الان دبير شواري عالي امنيت ملي است.

حقيقتش طبق اين دو مدل كوچك كه عرض كردم، سير تحول هر يك از اين كساني رو كه الان تو عكس مي بينيد رو هم ميشه يه جورايي ديد ...
شايد سال ۸۲ كه اين عكس پس از يكي از كلاس هاي قرآن انداخته شد، كمتر كسي فكر مي كرد۵ سال ديگه در سال ۸۷ سجاد نجفي و اميرحسين ثابتي كه روزگاري با هم رفيق گرمابه و گلستان (بخونيد هيئت و فوتبال!) بودند، تو يه دانشگاه با هم ديگه صبح تا شب دنبال چيزهايي باشند كه شايد بشه اسمش رو "آرمانخواهي" گذاشت ...
شايد اون موقع كسي فكر نمي كرد رضا زنگنه كه خيلي ساكت و آروم تو عكس ايستاده رتبه كنكورش ۱۴ بشه و همه رو غافلگير كنه!
شايد خيلي ها بعيد مي دونستند هادي ميرزايي كه با آرامش تو عكس داره مي خنده و عالم و آدم از دستش در امان نبودند، ۵ سال ديگه سر از حوزه آقاي مجتهدي دربياره و ۱۸۰ درجه تغيير كنه.
و هم چنين مجتبي طالقاني دوست داشتني، محمدصادق اسلامي عزيز، مهدي انصاري، مهدي ابراهيمي، مهدي ذوالقدر، محمد علي عليزاده، محمد عبداللهي، مرتضي كبريت چي، حسين مقدس و ... و ...
و مطمئنم ۵ سال ديگه هم اگر اين عكس رو نگاه بيندازيم، اينقدر آدمها متفاوت شدند كه باورمون نمي شه هر كدوممون روزگاري چه دنيايي براي خودمون داشتيم...
اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* کتاب "گفتمان مصباح" به تازگی از سوی انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی در ۱۱۳۶ صفحه منتشر شده است. این کتاب به تبیین اندیشه های آیت الله مصباح و سیر مبارزات فکری- فرهنگی ایشان از ابتدای دوران جوانی به خصوص بعد از انقلاب تا انتهای دوران اصلاحات و روی کارآمدن دولت نهم می پردازد. فکر می کنم خواندن این کتاب نه تنها برای نسل سوم که برای کسانی که فکر می کنند به خوبی آیت الله مصباح را می شناسند نیز حاوی مطالب بکر و جدیدی باشد.
برای کسب اطلاعات بیشتر و جزیی تر اینجا کلیلک کنید.
طبق انتظاری که می رفت امسال هم، همزمان با سالروز احياي انقلاب (يا همون سوم تير خودمون!)، يكي از پربازديدكننده ترين وبلاگهاي اصولگرا(+)، حركت وبلاگي در اين زمينه به راه انداخته و بنده هم بنا بر حسب وظيفه و در حد وسع خودم آنچه كه از دستم بر بياد رو انجام ميدهم.
آقاي طالبي با طرح ۱۰ سوال از وبلاگنويسان خواسته تا اونها به ميل خودشون به هر چند عدد از سوالات مطروحه كه خواستند جواب بدهند. راستش اولين عيب اين كار رو در اين ديدم كه بسياري از سوالات پاسخ هاي بسيار بديهي و مشخصي دارند و حتي مخالفين متعصب و افراطي دولت هم گريزي در انكار آنها ندارند اما تنها به حسب وظيفه پاسخگوي اين سوالات هستم و البته سعي مي كنم تا با پاسخ هاي كوتاه و تا حدودي غير كليشه اي و متفاوت، حوصله شما رو به هنگام خوندن اونها سر نبرم:
۱- صفات چه کسی را نزدیکتر به آرمانهایی می دانید که امام امت برای یک مسئول حکومت اسلامی ترسیم کرده بودند؟ رفسنجانی، خاتمی يا احمدی نژاد؟ تفاوت دستاورهای دولت احمدی نژاد با دولتهای رفسنجانی و خاتمی چیست؟
اين سوال از همون دسته از سوالاتيه كه در مقدمه عرض كردم جوابش بسيار بديهيه و مخالفين متعصب و افراطي دولت هم نمي تونند اون رو در محضر نفس خودشون انكار كنند چه برسه به هر انسان با وجداني! لذا ترجيح مي دهم اين طوري به اين سوال پاسخ بدهم كه ۸ سال حاكميت سرمايه داري با جمله امام (ره) كه فرمود: "روحانيت متعهد به خون سرمايه داران زالوصفت تشنه است" تطابق داشت؟! يا ۸ سال بعد از آن كه شاهد اوج تلاش در راستاي سكولاريزه كردن جامعه بوديم؟! و آقايان فراموش كرده بودند كه حضرت امام (ره) فرموده بود: "این طورکردند که ما هم باورمان آمده بود که دین چکار دارد بهسیاست"
در زمينه تفاوت دستاوردها هم بايد مفصل گفت و نوشت اما اون چيزي كه در اولين برهه به ذهنم مي رسه تغيير جهت گيري اين دولت بود. پيش به سوي دولت اسلامي، هر چند كه راه سخت است و داراز و الان دوران گذار است ...
۲- به نظر شما چرا محمد خاتمی و رفسنجانی به سفرهای استانی منظم و جامع و در حقیقت به عمق محرومیتهای ایران نمی رفتند؟
در خوشبينانه ترين حالت بايد گفت چون كسي به آنها پيشنهاد نداده بود و به ذهن خودشان هم نرسيده بود! و در بدترين حالت هم ... (جاي خالي را پركنيد! ۲ نمره!)

۳- علت هجمه های ناجوانمردانه برخی دوست نماهای اصولگرا و ائتلاف ضددولت این اصولگرانماها با دوم خردادیها - که روزی دشمن یکدیگر بودند- چیست؟
"والله يشهد ان المنافقين لكاذبون"
۴- دکتر احمدی نژاد نزد چه گروهی محبوب و نزد چه کسانی منفور است؟ چه کسانی از زمین خوردن ایشان خوشحال می شوند؟
محبوب نزد همان كساني كه پير جماران روزگاري گفت: "صاحبان اصلي اين انقلاب پابرهنه ها و محرومين هستند" و البته هر وجدان آگاه و بيدار. و منفور هم نزد همانهايي كه در سه نوبت با الگوهاي ديكته شده غربي سياست فرهنگ و اقتصاد ما را به سوي سكولاريزه كردن پيش بردند و البته در ۳ تير ۸۴ هم سيلي محكم ۱۷ ميليوني از مردم خوردند و هم چنان هم سرخي آن به روي لپ هايشان هويداست!!!
۵- علت محبوبیت محمود احمدی نژاد در دنیا و زنده شدن نام امام و انقلاب در میان ملتهای آزاده دنیا چیست؟
"ان تنصرالله ينصركم و يثبت اقدامكم"
۶- اگر در انتخابات سوم تیر، دکتر احمدی نژاد رئیس جمهور نمی شد، چه می شد؟ چرا رهبری دولت نهم را اصولگراترین دولت پس از انقلاب دانستند؟
واقعا نمي دونم لذا فكر مي كنم بهترين پاسخ اين جمله است: "الخير في ما وقع"
علت حمايت هاي رهبري هم بسيار بديهي است! براي چه ايشان حمايت نكنند؟!
۷- سوم تیر چه درسهایی به سیاسیون و اقتصادیون و احزاب داد؟
يكي از بهترين سوالات همين سواله! به سياسيون فهماند كه تحزب، جامعه مدني، باندبازي، و از اين جور قرتي بازيها در بين مردم ما جايي ندارند! و پس از گذشت ۳۰ سال از انقلاب ذائقه مردم عوض نشده!
اما در مورد اقتصاديون درس فراگير تري داد! بدين معنا كه تا نفهميم اقتصاد اسلامي يعني چه، به هيچ جا نخواهيم رسيد و حتي اگر رييس جمهور و كابينه سالم باشند، نيت خير داشته باشند، و صبح تا شب براي مردم كار كنند باز هم وضع مردم همين است كه مي بينيم! چرا؟ به علت اينكه ادعاي اسلامي بودن داريم اما سود بانكي بانكهايمان طبق استفتاي اكثر مراجع حكم ربا دارد! براي اينكه رييس جمهور دائما داد مي زنه سود بانكي بايد آروم آروم كم شه اما يه عده آدمي كه سودشون رو تو همين پولهاي حروم مي بينند مقاومت مي كنند و شب عيد هم بيلبورد مي زنن تو اتوبان مدرس كه نوروزتان پرپول باد!
تمام اين بدبختيها به خاطر اينه كه هنوز نفهميديم اقتصاد اسلامي يعني چي! و متاسفانه فكر مي كنم اين دسته از سياسيون و اقتصاديون كه شايد خود ما هم جزوشون باشيم نفهميديم و اين درس رو از ۳ تير نگرفتيم.
۸- مهمترین مانع بر سر تحقق اهداف اقتصادی دولت را چه چیز می دانید؟
عدم تفهيم اقتصاد اسلامي در جامعه كه فكر مي كنم خود ما و دولت نيز در برخي امور اقتصادي از اين مستثني نيست، رواج پولهاي حرام بين مردم كه روي ذائقه آنها هم تاثير مي گذارد و هم چنين حب نفس بسياري از آقايان كه حاضر نيستند به خاطر ذرياتشان! دست از سر مردم بردارند!
۹- چرا علیرغم همه تخریبها باز هم مردم به صداقت دکتر احمدی نژاد ایمان دارند و او را از جنس خودشان می دانند؟
اخلاص
۱۰- مهمترین نقاط قوت دولت نهم و زیباترین صفات فردی و مدیریتی دکتر احمدی نژاد را چه چیزهایی می دانید؟ محبوبیت دکتر احمدی نژاد پیش شما کم شده یا زیاد؟ ما چگونه او را یاری کنیم؟
شجاعت، شجاعت، شجاعت!
اخلاص، آرمانگرايي، پرتلاش بودن، ساده زيستي، مردمي بودن، بي تكلف صحبت كردن، غير قابل پيش بيني بودن، متفاوت بودن با ديگران، اعتماد به نفس (كه البته معتقدم بايد بيش از اينها باشد) و مظلوميت.
به نطرم در بين توده ها محبوبيت گذشته را توانسته حفظ كند واگر هم مردم گاهي ابراز نارضايتي مي كنند موقتي است چرا كه مي توانيم شاهد انتخابات سال بعد و راي بالاي ۲۰ ميليوني دكتر احمدي نژاد باشيم. بهترين راه براي كمك به دكتر نيز تلاش در جهت اسلامي كردن جامعه است چون معتقدم احمدي نژاد با ذائقه هر انسان با وجدان و مذهبي تطابق كامل دارد.
________________________________
از ديگر دوستان وبلاگ نويس ارزشي نيز تقاضا دارم تا در اين حركت وبلاگي شركت كرده و حتي اگر شده به يك سوال هم به انتخاب خود پاسخ بدهند. در اين صورت بنده يا آقاي طالبي رو باخبر كنيد تا لينك نوشته شما نيز به جمع حاميان وبلاگ نويس دولت نهم افزوده شود:
* احمدي نژاد رافع پرچم عدالت در كشورهاي مظلوم (بيا تا برويم)
* نسل نو و جنبش وبلاگی (نسل نو)
* انحراف از جاده انقلاب و دنده عقب به سبک 3تیر (خاكريزيسم)
* عهد بستیم خاطره ی تلخ بنی اسرائیل را تکرار نکنیم (منتظر)
* بگذار آتش بگیرند (گام آخر)
* سوم تير مبارك (وب نوشته هاي يك مينيروزنامه نگار)
* دستاوردهای دولت نهم در میدان سنگین مبارزه داخلی و خارجی بدست آمده است (روايتي ديگر)
* سوم تير؛ ياعلي گفتيم و عشق آغاز شد (موشك انداز)
* عزت، عدالت و شجاعت؛ گفتمان دكتر احمدي نژاد (سيرت صبح)
* به مناسبت سوم تير (منتظر فرج)
* آن روزها 15 سال داشتم (دست نوشته های یک کج و معوج)
* یوم الله سوم تیر (رو به آسمان)
ابتداي اين هفته به همراه دو تن از وبلاگنويسان ارزشي ديگر، براي ميزگردي پيرامون "وبلاگ و سوم تير" ميهمان خبرگزاري فارس بوديم. مشروح اين ميزگرد را بخوانيد:

ثابتي: بلاگرهاي سومتير مثل رئيسجمهور به سادگي با مردم ارتباط دارند
اسلامي: وبلاگهاي حامي رئيسجمهور تنوع زباني مطالب را افزايش دهند
بذرافكن: عملكرد بلاگرهاي عدالتخواه در تبيين جايگاه دولت اسلامي مطلوب نيست
*پس از وبلاگ عليرضا پسر دكتر، وبلاگ يكي ديگر از آقازاده هاي كابينه! هم شروع به كار كرد!
آقازاده شوخي بيش نيست! در آينده مي خواهم از دوستانم در اين وبلاگ بيشتر بنويسم كه قطعا يكي از اونها كه شايد زواياي ناگفته اي داشته باشه آقا سجاد صفار باشه! منتظر باشيد.
تولد حضرت زهرا (س) به همراه سالروز احیای انقلاب، مباركباد
آدم های دیگه رو نمی دونم اما خود من در دو حالت خیلی نمی تونم خوب حرف بزنم یا بنویسم، زماني كه خيلي ناراحتم و زماني كه خيلي خوشحال ...
درست مثل آدمي كه از ناراحتي يا خوشحالي فقط اشك مي ريزه و هيچ جوري نمي تونه حس اش رو به مخاطب منتقل كنه اما سعي مي كنم اينبار بتونم به خوبي اين كار رو انجام بدم، اما فقط سعي ميكنم ...
از سوم تير ۸۴، گفتن و شنيدن خيلي راحته و در عين حال سخت! نمي دونم چطور بايد از خاطره هاي بهترين و سخت ترين روزهاي زندگي ام بگم. در اوج امتحانات نهايي سوم دبيرستان و ديپلم كه همه سرشون تو درس بود و من از صبح تا شب تو خيابونها براي تبليغ مردي كه از صميم قلب دوستش داشتم ... از طعنه هاي انسان هاي بيماري كه بدترين و زشت ترين اقدامات رو انجام مي دادند تا "احمدي نژاد" راي نياره ... از سختي هايي كه نزديكترين دوستهايم بهم وارد كردند تا منصرفم كنن ... از بدترين فشارهايي كه تو دانشگاه بهم وارد شد كه چرا "طرفدار احمدي نژادم"، و از سختي هايي كه ...

و در عين حال سختي هايي كه بهترين لحظات زندگي ام رو هميشه در اونها جستجو مي كنم. خوشحالم و مغرور از اينكه ۳ سال گذشت و روز به روز بر عشقم به "احمدي نژاد" اضافه شد.
خوشحالم از اينكه روز به روز لحظه اي در انتخابم تو سه سال قبل شك نكردم و هر روز محكم تر و استوارتر از قبل...
خوشحالم از اينكه لياقت دارم تا در راهي كه احساس مي كنم به حق انتخاب كردم جهاد كنم ...
و از همه مهتر مغرورم و مشعوف از اينكه رييس جمهوري به نام "احمدي نژاد" دارم...
الان كه دارم مي نويسم ساعت نزديك ۱ نصف شبه ... فردا هم ۳ تا امتحان دارم! و در قالب كلمات و جملات هم بيشتر از اين نمي تونم حس ام رو بيان كنم ... فقط خوشحالم!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* ابتداي اين هفته به همراه دو تن از وبلاگنويسان ارزشي ديگر، براي ميزگردي پيرامون "وبلاگ و سوم تير" ميهمان خبرگزاري فارس بوديم. مشروح اين ميزگرد را بخوانيد:

ثابتي: بلاگرهاي سومتير مثل رئيسجمهور به سادگي با مردم ارتباط دارند
اسلامي: وبلاگهاي حامي رئيسجمهور تنوع زباني مطالب را افزايش دهند
بذرافكن: عملكرد بلاگرهاي عدالتخواه در تبيين جايگاه دولت اسلامي مطلوب نيست
*به جنبش وبلاگی سومین سالگرد حماسه سوم تیر ، حتما سر بزنيد و در صورتيكه در اين رابطه مطلبي نوشتيد به بنده يا آقاي طالبي خبر بدهيد.
* ويژه نامه روزنامه ايران رو پيرامون اين حماسه سوم تیر بخوانید.
*پس از وبلاگ عليرضا پسر دكتر، وبلاگ يكي ديگر از آقازاده هاي كابينه! هم شروع به كار كرد!
آقازاده شوخي بيش نيست! در آينده مي خواهم از دوستانم در اين وبلاگ بيشتر بنويسم كه قطعا يكي از اونها كه شايد زواياي ناگفته اي داشته باشه آقا سجاد صفار باشه! منتظر باشيد.
All
Rights Reserved 2009-2010 © amirihosain.Blogfa.Com
كليه حقوق محفوظ است