.:: دست نوشته های یک دانشجو ::.

همه چیز درباره یک «دروغ بزرگ»

اقدام نا به جای ظریف در پیاده روی با جان کری بعد از توهین غرب به پیامبر اسلام، باعث شده تا سایت ها و روزنامه های زنجیره ای برای توجیه این کار، دست به دروغ سازی بزنند و مدعی شوند سال 88 در حاشیه مذاکرات ایران و 1+5 در ژنو، جلیلی و برنز گفتگوی دو جانبه ای در حال پیاده روی داشته اند و نه تنها ظریف کار جدیدی انجام نداده بلکه منتقدان ظریف باید توضیح دهند چرا زمان جلیلی نسبت به این اقدام مشابه ساکت بوده اند؟

درباره ی این «دروغ بزرگ» چند نکته وجود دارد:

1. در متنی که به طور گسترده رسانه های مورد اشاره منتشر کرده اند ادعا شده که در مهرماه سال 88 جلیلی و برنز به مدت 45 دقیقه در حال پیاده روی مذاکره و گفتگو کرده اند، این در حالی است که هیچ پیاده روی میان دکتر جلیلی و برنز در هیچ دوره ای از مذاکرات انجام نشده بلکه فیلم و تصاویر معروفی که از پیاده روی دکتر جلیلی با یکی از طرف های مذاکره وجود دارد مربوط به گفتگوی وی با خاویر سولانا مسئول اسبق سیاست خارجی اتحادیه اروپاست نه نماینده آمریکا در مذاکرات.

2. این رسانه ها بعد از خیال پردازی درباره اصل ماجرای پیاده روی نماینده ایران و آمریکا مدعی شده اند این دیدار بین سعید جلیلی و نیکلاس برنز انجام شده است، این در حالی است که نیکلاس برنز معاون اسبق وزارت خارجه آمریکاست که اساسا در هیچ دوره ای از مذاکرات هسته ای با ایران حضور نداشته و این رسانه ها وی را با ویلیام برنز نماینده آمریکا در مذاکرات اشتباه گرفته اند!

3. بازخوانی روند مذاکرات هسته ای ایران با 1+5 در دوره قبل نشان میدهد در مهرماه سال 88 در حاشیه مذاکرات ژنو، بعد از یک دور مذاکره تیم ایرانی با 1+5، ویلیام برنز چندین نوبت از دکتر جلیلی تقاضای دیدار دوجانبه می کند که این درخواست با موافقت جلیلی همراه نمی شود.

حتی خاویر سولانا و دیگر نمایندگان کشورهای حاضر در مذاکرات نیز این درخواست برنز را به جلیلی اعلام می کنند و برای انجام این دیدار دو نفره نهایت تلاش خود برای «واسطه گری» را انجام می دهند اما این درخواست مورد قبول دکتر جلیلی واقع نمی شود و تاکید می کند که حرف دو نفره ای بین او و برنز وجود ندارد و نماینده آمریکا هر سخنی دارد می تواند در جمع نمایندگان دیگر کشورها بیان کند.

با این حال برنز باز هم بر خواسته خود پافشاری می کند و خاویر سولانا نیز به عنوان مسئول وقت سیاست خارجی اتحادیه اروپا از رییس تیم مذاکره کننده هسته ای ایران می خواهد تا با پذیرش درخواست برنز، دیدار دو نفره ای میان نمایندگان ایران و آمریکا برگزار شود اما در نهایت دکتر جلیلی زیر بار این درخواست نمی رود و در کنار دیدارهای دوجانبه میان هیئت های ایرانی با فرانسه، آلمان و انگلیس، برای دقایقی نیز هیئت ایرانی نشست دوجانبه ای نیز با هیئت مذاکره کننده آمریکایی آن هم با محوریت موضوع هسته ای برگزار می کند.

لذا توجه در این مساله نشان می دهد اولا ادعای پیاده روی 45 دقیقه ای برنز و جلیلی از اساس کذب است و ثانیا هیچ دیدار دو نفره ای در میان نبوده است و ثالثا در کنار دیدارهای دوجانبه تیم ایرانی و نمایندگان کشورهای 1+5، تیم آمریکایی نیز مانند دیگر کشورها برای دقایقی آن هم در اتاق مذاکرات نه در حال پیاده روی! به حضور تیم ایرانی پذیرفته می شود.

در همین راستا در 11 مهر 1388 دکتر علی باقری که در دیدار تیم مذاکره کننده ایرانی با تیم مذاکره کننده برنز حضور داشته، در برنامه گفتگوی ویژه خبری شبکه دوم سیما حاضر شد و درباره همین موضوع با تکذیب برخی ادعاها و حاشیه پردازی ها گفت: «دیدار هیات آمریکایی با هیات ایرانی در ژنو به درخواست آمریکایی‌ها صورت گرفت. در نشست‌های این چنینی مرسوم است که هیات‌های مختلف با هم دیدار و گفتگو و رایزنی می‌کنند تا دیدگاه‌ها به هم نزدیکتر شود و در نشست ژنو نیز هیاتهای مختلف به صورت یک جانبه و چند جانبه درخواست دیدار داشتند که از جمله این موارد درخواست هیات آمریکایی برای دیدار با همتایان ایرانی بود.»

این در حالی است که پیش از این در سال 86 نیز با دستور رهبر معظم انقلاب نشست های دوجانبه ای میان هیئت مذاکره کننده ایرانی به سرپرستی حسن کاظمی قمی سفیر وقت ایران در عراق و هیئت مذاکره کننده آمریکایی در بغداد بر سر موضوع عراق برگزار شده بود و خبر هر دوی این دیدارها نیز در همان برهه در رسانه های مختلف منتشر شد.

4. نکته جالب توجه دیگر که هیچ کدام از رسانه های مورد اشاره به آن نپرداخته و ترجیح داده اند آن را عامدانه سانسور کنند، ماجرای درخواست دوم دیدار ویلیام برنز از دکتر جلیلی برای ملاقات دو نفره در سال 89 است.

ماجرای درخواست دوم برنز از دکتر جلیلی از این قرار است که در آذرماه 89، در حاشیه مذاکرات 1+5 با تیم مذاکره کننده ایرانی، باز هم برنز درخواست دیدار دوجانبه با جلیلی را مطرح می کند که جلیلی به دلیل نقش آمریکا در ترور شهید شهریاری در آذرماه همان سال درخواست برنز را رد می کند.

همچنین بیان روایت های نادرست و برخی ادعاهای کذب درباره دیدار سال گذشته برنز با هیئت ایرانی توسط وی و رسانه های آمریکایی نیز دلیل دیگری بود که دکتر جلیلی در سال 89 درخواست تیم آمریکایی برای نشست دوجانبه را رد کرد و جالب آنکه نماينده دولت امريكا نیز در انتظار پاسخ مثبت از دکتر جلیلی، حدود نيم ساعت پشت در اتاق محل استقرار تیم ایرانی قدم می زند.

لذا توجه در این مساله نیز نشان می دهد ظاهرا روزنامه های زنجیره ای با اشتباه گرفتن ماجرای قدم زدن برنز به تنهایی پشت درب بسته اتاق دکتر جلیلی با نشست دوجانبه وی با تیم مذاکره کننده ایرانی در سال 88، به یک رویاپردازی سراسر کذب روی آورده اند تا بلکه در قبال آن موج انتقادات افکار عمومی نسبت به خطاب بزرگ و فراموش نشدنی ظریف در پیاده روی 15 دقیقه ای با کری درست در اوج توهین غرب به پیامبر اکرم فراموش شود.


برچسب‌ها: دروغ, جلیلی, برنز, ظریف, کری
+ نوشته شده در  دوشنبه 6 بهمن1393ساعت 9:31 بعد از ظهر  توسط امیرحسین ثابتی  | 

ای کاش «توهین به پیامبر» به اندازه «آلودگی هوا» برای ظریف مهم بود

امروز به مناسبت روزی ملی «هوای پاک» دکتر ظریف با مترو به محل کار خود رفت تا اهمیت این روز را برای افکار عمومی و رسانه ها پر رنگ تر کند.

شاید برخی این اقدام را برای رفع آلودگی هوا بی فایده بدانند و برخی هم این کار را پوپولیستی و عوامفریبانه بدانند اما واقعیت این است که «هوای پاک» و استفاده از وسایل نقلیه عمومی در این روز، آنقدر برای وزیر خارجه کشورمان اهمیت داشته که بعد از مدتها، او امروز با مترو به محل کارش برود.

البته چاره اندیشی برای رفع آلودگی هوا جزو وظایف آقای ظریف نیست، چون ایشان وزیر خارجه است و طبیعتا این بحران باید توسط خانم ابتکار و دیگر مسئولان مرتبط با این موضوع چاره ای اندیشی شود اما واقعا برایم سوال است چرا دکتر ظریف در حیطه عملکرد خودش که همان عرصه دیپلماسی و سیاست خارجی است، حتی یک «حرکت نمادین» نیز برای محکوم کردن توهین به پیامبر اسلام توسط نشریه فرانسوی شارلی انجام نداد که هیچ، بلکه درست در همان چند روز با فابیوس وزیر خارجه فرانسه دیدار کرد و از بهبود یافتن روابط دو کشور ابراز رضایت نمود؟

آیا انتظار زیادی بود که لااقل در آن چند روز، به طور «نمادین» هم که شده وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران با وزیر خارجه کشوری که مسبب اصلی توهین به مقدسات بیش از یک میلیارد مسلمان است، دیداری انجام نمی داد؟

نظرات این پست در اولین فرصت تایید می شود


برچسب‌ها: ظریف, انفعال, غیرت
+ نوشته شده در  دوشنبه 29 دی1393ساعت 7:20 بعد از ظهر  توسط امیرحسین ثابتی  | 

چگونه جشنواره عمار در عرض 4 سال «تثبیت» شد؟

جمعه شب وقتی می خواستم وارد سالن شماره یک سینما فلسطین بشوم تا شاهد اختتامیه جشنواره عمار باشم، با انبوهی از جمعیتی مواجه شدم که به خاطر پر شدن ظرفیت سالن و ازدحام جمعیت، پشت درب مانده بودند چون دیگر جایی برای ورود به سالن باقی نمانده بود و حتی راهروهای میانی و هر جای دیگری که ممکن بود جمعیت در آنجا بایستد، پر شده بود.

در هر حال به هر ضرب و زوری که بود پشت سر یکی از خبرنگارها که باید دوربین را وارد سالن می کرد، توانستم وارد سالن شوم و در گوشه کناری ایستاده مراسم را دنبال کنم اما همین جمعیت کافی بود تا یاد خاطره ای از 4 سال قبل جشنواره عمار بیفتم:

عصر یکی از روزهای دی ماه 1389، درست همان روزهایی که کنکور کارشناسی ارشد خانه نشین ام کرده بود، آقا وحید جلیلی زنگ زد و گفت امروز از بعد نماز مغرب، اختتامیه اولین دوره جشنواره عمار برگزار می شود و بد نیست اگر به عنوان مجری برنامه خودت را به فلانجا برسانی!

من هم که تا آن لحظه شاید هیچ اسمی از جشنواره عمار نشنیده بودم، چند سوال درباره اینکه اصلا این جشنواره چیست و کجا برگزار شده که حالا قرار است اختتامیه اش برگزار شود! پرسیدم و آقا وحید جلیلی هم توضیح داد که اولین دوره اش چند روز پیش به طور محدود آغاز شده و حالا هم قرار است امروز بعد مغرب اختتامیه اش برگزار شود!

در هر صورت بعد از مغرب خودم را رساندم به سالن اسوه در تقاطع خیابان انقلاب و بهار. سالنی که در مقایسه با سینما فلسطین بسیار کوچک است و شاید ظرفت تعداد صندلی هایش به 300 نفر هم نمی رسد اما آن شب با اینکه به جز وحید جلیلی، حسن عباسی، ابوالقاسم طالبی و نادر طالب زاده هم آمده بودند، شاید نصف سالن هم پر نشد و «غربت» و «راه سختی» که وحید جلیلی برای راه اندازی یک جشنواره فیلم مردمی آغاز کرده بود خیلی آشکار به چشم می آمد.

در هر صورت غربت آن مراسم با یک سوتی بزرگ مجری برنامه! نیز تکمیل شد و بعد از اتمام برنامه هم یادم هست وقتی تنها دوربین صدا و سیما که از طرف باشگاه خبرنگاران برای انعکاس حداقلی «اختتامیه اولین جشنواره فیلم عمار» سراغ وحید جلیلی آمد و از او پرسید هدفتان از برگزاری این جشنواره چه بوده، آقا وحید با خونسردی توام اعتماد به نفس همیشگی اش گفت:

«آنچه که امروز با نام سینمای ایران مواجه هستیم متشکل از دو دروغ بزرگ است؛ یکی سینما و دیگری ایران! در طول چند دهه با سینمایی روبرو هستیم که از جذب درصدی از عامه مردم عاجز است و در پرفروش ترین فیلم خود تنها 400 هزار تماشاگر از 70 میلیون جمعیت ایران را جذب خود کرده است، در صورتی که سینما برای خود تعریف دارد و جذب مخاطب عام، پایه ای ترین وظیفه اش است. فیلم های سینمایی ایران تنها محدود به میدان ولیعصر تا میدان تجریش است و اسم خود را سینمای ایران گذاشته است اما این چه سینمای ایرانی است که نه فرهنگ و نه جغرافیای آن را دارد. لذا جشنواره عمار آمده تا مردم ایران و دغدغه های واقعی آنها را به تصویر بکشد.»

متن صحبتهای جلیلی در سال 89:   http://bit.ly/1C3Ipc1

حالا 4 سال از آن روز می گذرد و هر چند جشنواره عمار دومین و حتی سومین دوره اش در سالهای 90 و 91 را هم با همان «غربت» ادامه داد اما از سال 92 به طور حیرت انگیزی از منظر کمی و کیفی متحول شد و این روند تکاملی در پنجمین دوره آن که همین چند روز پیش برگزار شد نیز ادامه داشت.

لذا مررو تجارب همین چند سال از برگزاری جشنواره عمار تا نقطه اوج آن که اختتامیه آن در جمعه گذشته در سینما فلسطین بود، یک درس بزرگ برای همه مان دارد و آن اینکه اگر جایی "اخلاص" و "اراده" با هم همراه شود، در سخت ترین شرایط نیز می توان مقابل غولهایی مانند جشنواره فجر عرض اندام کرد و کار را تا جایی پیش برد که پروانه معصومی پشت تریبون اعلام کند: "دوبار به عنوان بازیگر اول نقش زن در جشنواره فجر جایزه گرفته ام، اما همین یکباری که در جشنواره عمار به این خاطر مورد تقدیر گرفته ام برایم خوشحال کننده تر است."

جشنواره عمار در همین 4 سال اول آن قدر رشد داشته که هیچ انسان منصفی نمی تواند آن را انکار کند و تردیدی نیست که موج این نسل از سینماگران متعهد در دهه آینده فضای سینمای کنونی ایران را دگرگون خواهد ساخت اما ای کاش همانطور که امسال در افتتاحیه و اختتامیه عمار، تقدیرهای مفصلی از مسعود ده نمکی، مسعود شجاعی و صادق آهنگران شد، یک نفری هم پیدا شود تا از آن کسی که با اخلاص و جسارت مثال زدنی اش چنین راهی را برای فیلم سازان حزب اللهی باز کرده است تقدیر کند؛ وحید جلیلی که هر جا بوده جریان ساز و به معنای واقعی کلمه «موثر» بوده و عمار فقط و فقط ثمره یکی از تلاش های او برای جبهه فرهنگی انقلاب است. یک بسیجی «کلیشه شکن» که به جای ادعا و غر زدن، کار می کند و همیشه ابتکار و خلاقیت اش باید «الگو» باشد.

در پایان چند پیشنهاد برای بهتر شدن عمار برای سالهای آینده:

1. تعداد آثار ارسال شده به جشنواره به حدی قابل توجهی رسیده اما باید همچنان در پی ارتقای کیفیت آثار بود تا انشالله در سال آینده، هر شب سینما فلسطین شاهد اکران یک فیلم داستانی یا مستند «بلند» و به معنای واقعی کلمه در «طراز» جشنواره باشد. نمی شود یا فیلم های کوتاه چند دقیقه ای هر چند خوب، مخاطب را تا سینما آورد، باید فیلم ها و مستندهای «بلند» کیفی تری تولید شود.

2. پخش زمان بندی فیلم ها هم بهتر است دچار تغییر شود. ساعات پایانی هر روز که معمولا از بعد نماز مغرب آغاز می شود باید «بهترین آثار» پخش شود نه اینکه بسیاری از آثار خوب در ساعات ابتدایی پخش شود و بعضی از فیلم های معمولی و با کیفیت پایین تر، در بهترین و پر بازدید ترین ساعات حضور مردم اکران شود.

3. حالا که بعد از 4 سال، جشنواره عمار توانسته خود را تثبیت کند و در رسانه ملی نیز برنامه داشته باشد، باید فکری اساسی تر به حال محتوای آن کرد. برنامه ی «سینما مردم» که امسال هر شب از شبکه چهار پخش می شد، حق این جشنواره را ادا نکرد و برای خیلی از مردم عادی که هنوز نمی دانند عمار چیست و چگونه می توانند فیلم های آن را ببینند، جذابیتی نداشت. با رفع بعضی از اشکالات پیش رو می توان آینده ای بسیار بهتر برای عمار در سالهای آینده را شاهد بود؛ انشالله.

کامنت های این پست در اولین فرصت تایید می شود


برچسب‌ها: جشنواره عمار, وحید جلیلی, سینما, پروانه معصومی
+ نوشته شده در  یکشنبه 21 دی1393ساعت 9:2 بعد از ظهر  توسط امیرحسین ثابتی  | 

ماجرای ستون توبه در مسجد النبی چیست؟

سعید جلیلی مرداد ماه 1393 در جلسه تفسیر آیات سیاسی قرآن کریم:

«ﺩﺭ ﻣﺴﺠﺪ ﺍﻟﻨﺒﯽ ﺩﺭ ﻣﺪﯾﻨﻪ ﯾﮏ ﺳﺘﻮﻧﯽ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﺍﺳﻢ ﺳﺘﻮﻥ ﺗﻮﺑﻪ. ﻣﺎﺟﺮﺍﯾﺶ ﻫﻢ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﺻﺤﺎﺏ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﺧﻄﺎﯾﯽ ﻣﺮﺗﮑﺐ ﺷﺪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺗﻮﺑﻪ ﮐﺮﺩ. آﻥ ﻓﺮﺩ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺳﺘﻮﻥ ﻣﺴﺠﺪ ﺍﻟﻨﺒﯽ ﺑﺴﺖ. ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺗﻮﺑﻪ ﺍﻭ ﺭﺍ ﭘﺬﯾﺮﻓﺖ. ﺧﻄﺎﯼ ﺍﻭ ﭼﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﯾﮏ ﻫﻤﭽﯿﻦ ﮐﺎﺭﯼ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩ ﻭ ﭘﯿﺎﻣﺒﺮ ﮔﻔﺖ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ ﺩﯾﮕﺮ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﺪﺍ ﺑﺒﺨﺸﺪ؟ ﺧﻄﺎﯼ ﺍﻭ ﯾﮏ ﺧﻄﺎﯼ ﻣﺎﻟﯽ ﻭ ﺍﺧﻼ‌ﻗﯽ ﻭ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﻧﺒﻮﺩ، ﺧﻄﺎﯼ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺳﯿﺎﺳﺖ ﺧﺎﺭﺟﯽ ﺑﻮﺩ.

 ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﮔﻔﺘﮕﻮ ﻭ ﻣﺬﺍﮐﺮﻩ ﯾﺎ ﯾﻬﻮﺩﯼ ﻫﺎﯼ ﺑﻨﯽ ﻗﺮﯾﻈﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﺍﻣﺎ ﺩﺭ ﺣﯿﻦ ﻣﺬﺍﮐﺮﻩ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯽ ﺭﺍ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﻟﺬﺍ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﺧﻮﺩﺵ ﮔﻔﺖ ﻧﮑﻨﺪ ﺍﯾﻦ ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﻣﻦ ﮔﻔﺘﻢ ﻣﻮﺟﺐ ﺑﺸﻮﺩ ﮐﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺭ ﻣﻮﺿﻊ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺟﺪﯼ ﺑﺎﯾﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﻣﻘﺎﺑﻠﻪ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺑﺪﻫﻨﺪ ﻭ ﺟﺪﯼ ﺗﺮ ﺑﺸﻮﻧﺪ؟ ﯾﻌﻨﯽ ﺍﯾﻦ ﻃﻮﺭ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ‌ﺍﯼ ﮐﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﯽ‌ﺷﻮﺩ، ﺑﮕﻮﯾﯿﻢ ﺣﺴﺒﻨﺎ ﺍﻟﻠﻪ ﻭ ﻧﻌﻢ ﺍﻟﻮﮐﯿﻞ ﻭﻟﯽ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻭ ﻋﻤﻞ ﺩﻗﯿﻖ ﻭ ﺻﺤﯿﺢ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﺑﻠﮑﻪ ﻋﻤﻞ ﺻﺎﻟﺢ ﻣﯽ‌ﺧﻮﺍﻫﺪ.»

پی نوشت:

17 ربیع، میلاد پیامبر اکرم مبارک!


برچسب‌ها: ستونه توبه, مدینه, مسجد النبی, اشتباه, سیاست خارجی
+ نوشته شده در  جمعه 19 دی1393ساعت 5:41 بعد از ظهر  توسط امیرحسین ثابتی  | 

مطالب قدیمی‌تر