.:: دست نوشته های یک دانشجو ::.

چرا «نیلی» به مجلس معرفی شد؟ چرا رای نیاورد؟

همانطور که قابل پیش بینی بود و حتی یک روز قبل از جلسه رای اعتماد نیز برخی رسانه های حامی دولت تاکید کردند محمود نیلی نمی تواند رای اعتماد نمایندگان برای مدیریت وزارت علوم را کسب کند، این اتفاق به وقوع پیوست تا وزارت علوم  همچنان بدون وزیر به کار خود ادامه دهد.

اما در این باره گفتنی هایی است:

1. از همان روزی که رییس جمهور در نامه به مجلس، از محمود نیلی احمدآبادی به عنوان گزینه پیشنهادی دولت برای تصدی وزارت علوم خبر داد، می شد حدس زد که آقای روحانی گزینه قابل اطمینانی برای کسب رای اعتماد نمایندگان معرفی نکرده است چرا که بررسی سوابق و مواضع نیلی به خوبی نشان می داد وی یکی از نزدیک ترین چهره ها به رضا فرجی داناست و اگر مجلس چندی قبل فرجی دانا را به خاطر مواضع و عملکرد پرحاشیه اش استیضاح کرده بود، قاعدتا نباید به یکی از نزدیک ترین چهره ها به وزیر استیضاح شده مجددا اعتماد می کرد زیرا در این صورت عملا از سوی مجلس نقض غرض صورت می گرفت. لذا  این اتفاق نیفتاد و محمود نیلی با رای معنادار 160 رای مخالف در برابر تنها 79 رای موافق، حتی نتوانست به اندازه نیمی از آرای مخالف خود رای مثبت کسب کند؛ چنانچه چندی قبل نیز یکی از نمایندگان تاکید کرده بود: «اگر 10 نفر دیگر هم مثل فرجی دانا معرفی شوند، رای اعتماد نخواهند گرفت.»

2. با این تفاسیر، چرا رییس جمهور فردی مانند محمود نیلی را به عنوان وزیر پیشنهادی علوم به مجلس معرفی کرد؟

برای پاسخ به این سوال باید مد نظر داشت که نمی توان از اقدام رییس جمهور بابت معرفی نیلی «نیت خوانی» کرد اما با توجه به برخی قرائن و شواهد به نظر می رسد از ابتدا هم قرار نبود گزینه پیشنهادی دولت، از سوی مجلس رای اعتماد بگیرد و به بیان دیگر، اداره وزارت علوم بدون وزیر و با حضور یک «سرپرست» برای رییس جمهور مطلوب تر است زیرا در این صورت حساسیت و نظارت کمتری از سوی مجلس به اقدامات وزارت علوم وجود خواهد داشت و فرد سرپرست وزارتخانه با این توجیه که به طور موقت به کار خود ادامه می دهد، حتی می تواند در برخی مواقع با ملاحظات کمتری نسبت به یک وزیر تصمیم گیری کند.

3. در شرایط کنونی که همچنان بسیاری از وعده های سیاسی دولت به بخشی از هوادارانش از جمله اصلاح طلبان تندرو اجرایی نشده و این طیف روز به روز بر فشار خود به دولت برای اجرای وعده های انتخاباتی اش در این زمینه پافشاری می کند، اصرار رییس جمهور بر سپردن مدیریت وزارت علوم به چهره های نزدیک به این طیف خاص، یکی از روش هایی است که می تواند برای آرام کردن آنها موثر باشد.

در واقع خود آقای رییس جمهور نیز به خوبی می داند در شرایط کنونی امکان عملیاتی نمودن بسیاری از وعده های سیاسی را ندارد، پس چه بهتر که در ظاهر هم که شده بر سپردن مدیریت وزارت علوم به برخی چهره های خاص اصرار کند تا اگر این اتفاق افتاد، بخشی از حامیان دولت امیدوارانه به آینده نگاه کنند و اگر هم این اتفاق نیفتاد -که عدم اعتماد به مجلس به نیلی این گزاره را تایید کرد-، رییس جمهور با دستی پر با حامیانش درد و دل کند که فعلا حتی نمی تواند یک وزیر همسو با دولت را راهی وزارت علوم کند چه رسد به انجام وعده های بزرگتر!

4. ادامه کشمکش های دولت و مجلس بر سر تعیین وزیر علوم از ابعاد دیگری نیز می تواند در دراز مدت به سود دولت باشد، از جمله اینکه در افکار عمومی توپ بسیای از مشکلات روزمره به زمین مجلس می افتد و به تدریج زمزمه های «نمی گذارند کار کنیم» شروع خواهد شد.

از سوی دیگر، این ماجرا خود به خود باعث خواهد شد تا ضمن آنکه برخی اولویت های اصلی کشور از جمله روند مذاکرات هسته ای، بعضی تصمیمات اقتصادی دولت و ... به حاشیه برود، برخی از دیگر وزاریی نیز که مدتهاست زنگ خطر استیضاح را حس می کنند در حاشیه امن تری قرار بگیرند چرا که در این صورت افکار عمومی نمی پذیرد بلافاصله بعد از استیضاح وزیر علوم و عدم رای اعتماد به گزینه های پیشنهادی دیگر، علی جنتی، بیژن زنگنه یا عباس آخوندی برای استیضاح پای شان به مجلس باز شود.

5. در مجموع به نظر می رسد با توجه به نکات مورد اشاره، رای نیاوردن محمود نیلی بیشتر از رای آوردن وی، برای دولت خوشایند بوده است. این را حتی از نوشته معنادار و تحریک آمیز حسام الدین آشنا مشاور فرهنگی رییس جمهور در آستانه جلسه رای اعتماد می شد درک کرد چرا که بعید است کسی در سطح مشاور رییس جمهور، متوجه نباشد انتشار چنین متنی  در آستانه جلسه رای اعتماد به یک وزیر، تا چه حد می تواند به ضرر دولت و وزیر پیشنهادی تمام شود، لذا به نظر می رسد آشنا نیز اگر چه در ظاهرا طی یادداشت جنجالی اش تلاش داشت تا نمایندگان را به رای مثبت به نیلی ترغیب کند اما در عمل می توان انتشار این یادداشت را با هدف قطعی کردن عدم رای اعتماد نمایندگان به محمود نیلی تفسیر کرد تا همانطور که بیان شد، دولت در شرایط فعلی از این رای منفی به وزیر پیشنهادی خود، سود بیشتری در برابر افکار عمومی و بخشهایی از حامیان خود ببرد.


برچسب‌ها: مجلس, نیلی, رای اعتماد, وزیر علوم
+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 آبان1393ساعت 2:12 بعد از ظهر  توسط امیرحسین ثابتی  | 

پروژه اسیدپاشی برای منفعل کردن نیروهای ارزشی جامعه

پروژه رسانه ای روزهای اخیر درباره متهم کردن نیروهای انقلابی و مومن جامعه به اسیدپاشی به زنان بدحجاب در اصفهان، فقط برای کسانی قابل باور است که سابقه موافقان بی حجابی زنان در حال حاضر را ندانند! امثال اکبر گنجی که دهه 60 با «پونز» و «تیغ کاتر» به جان بی حجابها در خیابان می افتادند تا آنها را از این طریق به حجاب دعوت کنند! و نتیجه افراط های دیروزشان، تفریط های امروزشان در نفی کامل حجاب و بسیاری دیگر از ضروریات بدیهی و اولیه اسلام است.

ضمن اینکه اثبات «امنیت اجتماعی» نداشتن یک فرد بدحجاب در مقایسه با کسی که باحجاب کامل در خیابان حاضر است، نیازی به این همه پروپاگاندای رسانه ای و ... ندارد، کافی است مدافعان بی حجابی که امروز تمام تلاش شان در فضای مجازی نسبت دادن اسیدپاشی های اخیر به نیروهای انقلابی شده، مروری به آمارهای دستگاه ها و نهادهای مختلف در سالهای گذشته داشته باشند تا ببییند چند درصد از قتل ها، نزاع ها، تجاوزها و خشونت های خیابانی و ... مربوط به افراد باحجاب و چند درصد آن مربوط به افراد بی حجاب یا بدحجاب بوده است. آیا کسی تردید دارد فردی که بدحجاب یا بدون حجاب در خیابان ظاهر می شود بیشتر در معرض تعرض اراذل و اوباش و انواع و اقسام تهدیدهای اجتماعی قرار می گیرد؟

این از ضعف امثال ماست که 35 سال هرگاه خواسته ایم از حجاب و بدحجابی صحبت کنیم همه تلاشمان این بوده تا «فقط» با ادبیات بهشت و جهنم موضوع را برای مخاطب جا بیندازیم و کمتر با زبان اجتماعی در این باره حرف زده ایم تا حتی کسی که ذاتا کوچکترین اعتقادی هم به اسلام یا حجاب ندارد، اصل حرف را از یک منظر همه فهم و اجتماعی درک کند و بفهمد اگر کسی بدون حجاب به خیابان می آید، قبل از هر کس خودش را در معرض بسیاری از آسیب های اجتماعی قرار داده است.

تایید کامنتها در اولین فرصت


برچسب‌ها: حجاب, بد حجاب, اسید پاشی, اصفهان
+ نوشته شده در  دوشنبه 28 مهر1393ساعت 2:25 بعد از ظهر  توسط امیرحسین ثابتی  | 

اظهارات ظریف در کدام پازل معنای دقیق تری پیدا می کند؟

برای آنکه متوجه شویم اظهارات ظریف در جمع شورای روابط خارجی آمریکا در کدام پازل معنای دقیق تری پیدا می کند، این سه روایت تاریخی را فراموش نکنیم:

1. گری سیمور مشاور سابق اوباما و مدیر اجرایی مرکز بلفر اسفند 92 در سخنرانی خود در مرکز مطالعات راهبردی لندن می گوید:

«برخی از ایرانی هایی که من با آنها صحبت کرده ام و مدعی هستند از جانب حکومت ایران سخن می گویند بی سر و صدا به من گفتند که آمریکا باید در حوزه مسائل هسته ای نرمش داشته باشد تا اینکه دست حسن روحانی رئیس جمهور ایران تقویت شود و به پیروزی در عرصه سیاست خارجی دست پیدا کند و تحریمهای اقتصادی ایران برداشته شود و او درموقعیتی قوی قرار داشته باشد تا بتواند تندروها را در انتخابات بزرگ پیش روی ایران یعنی انتخابات مجلس شکست بدهد و وقتی او در چنین موقعیتی قرار بگیرد می تواند ایران را به سمت سیاستهای معتدل تر هم در عرصه داخلی و هم درعرصه سیاست خارجی هدایت کند.»

و در ادامه به طور دقیق تمدید مذاکرات در مرداد 93 را پیش بینی کرده بود:

«آمریکا می خواهد توافقی حاصل شود که این زمان فرار هسته ای ایران را طولانی تر کند یا دست کم برای مدت یک سال یا بیشتر به تعویق بیندازد. می توان با محدود کردن تعداد و نوع سانتریفیوژهای ایران و میزان ذخایر اورانیوم غنی شده اش، این کار را انجام داد. آمریکا از ایران خواهد خواست که این دوره زمانی تاخیر در این زمینه برای مدتی بسیار طولانی باشد و برای مدت چند سال باشد یعنی بسیار طولانی تر از دوره زمانی که طرف ایرانی حاضر است درباره محدود شدن برنامه هسته ای اش بپذیرد. فکر می کنم وقتی دوره شش ماهه درنظر گرفته شده برای توافق شش ماهه در ماه ژوئیه پایان می یابد، احتمالا با رضایت دو طرف، این توافق برای شش ماه دیگر تمدید خواهد شد.»

2. البرادعی در صفحات 152 و 153 کتاب خاطراتش تحت عنوان «عصر فریب» با اشاره به گفتگوهایش با تیم مذاکره کننده ایرانی طی سالهای 82 تا 84 می نویسد:

«تندروهای ایران که اخیرا کنترل پارلمان ( مجلس هفتم) را در اختیار گرفته بودند، تعلیق داوطلبانه فعالیت های غنی سازی تهران را به عنوان یک معامله با غرب رسوا می کردند. میانه روها (اصلاح طلبان) که مدافع راه حل دیپلماتیک و عادی سازی روابط با غرب بودند فرصت را از دست دادند. روحانی گفت که اگر گزارش آتی من به آژانس بین المللی انرژی اتمی در ماه ژوئن منفی باشد شک دارد که به وی و همکارانش اجازه داده شود سطح کنونی همکاری با آژانس را ادامه دهند و یا حتی در مقام خود باقی بمانند! میانه روها حداقل امیدوار بودند واکنش های مثبتی از جانب اروپایی ها دریافت کنند، بنابراین می توانستند به ملت ایران بگویند که سیاست شان در حال پیشرفت و رسیده به نتیجه نهایی است ... در ماه ژوئن شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی قطعنامه ای صادر کرد که عدم همکاری کامل، به موقع و فعالانه ایران با آژانس را سرزنش می کرد اما ایران بسیار خشمگین بود. تندروهای ایران در حکومت اکنون می توانستند بگویند گفته بودیم اینطور می شود!»

3. باراک اوباما نیز در بخشی از گفتگوی خود با نشریه بلومبرگ در اسفند 92 گفته بود:

«البته باید گفت ایرانی‌ها قادر به تغییر هستند و در واقع در نتیجه توافق در موضوع اتمی، صداها و روندهایی در داخل ایران که خواهان تغییر هستند تقویت خواهد شد.»

+ نوشته شده در  جمعه 18 مهر1393ساعت 6:4 بعد از ظهر  توسط امیرحسین ثابتی  | 

در تاریخ ثبت شد:

یک سال و چند ماه مانده به انتخابات مجلس دهم، دکتر ظریف که برای مذاکرات هسته ای به نیویورک رفته بود، به جای دفاع از منافع یک کشور، دغدغه های حزبی و سیاسی خود را مطرح کرد و در شورای روابط خارجی آمریکا در برابر تمام رسانه های دنیا گفت اگر مذاکرات به نتیجه نرسد، حامیان دولت در «انتخابات مجلس دهم» از طرف مردم ایران رای نخواهند آورد:

«اگر با وجود تلاش‌های ما برای تعامل، این تلاش‌ها بی‌نتیجه بماند، مردم ایران این فرصت را خواهند داشت تا ۱۶ ماه دیگر که انتخابات پارلمانی در ایران برگزار می‌شود، به این عملکرد ما (با آرای خود) پاسخ دهند. وقتی قبلاً در تعامل و مذاکرات درباره توافق هسته‌ای با جامعه بین‌المللی در سال‌های ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵، توافق‌هایی کردیم و تلاش‌های ما برای عملکرد شفاف از جانب اتحادیه اروپایی رد شد، مردم جواب ما را با انتخاب رئیس‌جمهوری متفاوت دادند که مرا هم زود بازنشسته کرد!»

از طرف دیگر، اردیبهشت 1392 تنها چند هفته مانده به «انتخابات ریاست جمهوری»، مردی که از طرف ایران برای مذاکرات هسته ای به آلماتی قزاقستان رفته بود، اگر بنای هر گونه بهره برداری سیاسی، حزبی و جناحی برای رای آوردن در انتخابات را داشت، بسیار راحت می توانست علاوه بر پذیرفتن تعلیق 6 ماهه غنی سازی 20%، با پذیرفتن یک یا دو مطالبه دیگر 1+5 و انعقاد توافق به هر قیمت، (البته با داده ها و ستانده هایی به مراتب مقرون به صرفه تر از توافق فعلی ژنو) فضای انتخابات را در 30 روز نهایی بگونه ای مدیریت کند که دیگر مجالی برای تخریب عملکردش در مناظرات باقی نماند و مانند یک «قهرمان» وارد عرصه تبلیغاتی شود اما این کار را نکرد چون «حق مردم» و «منافع ملت» برایش مهم تر از رای آوردن خودش بود ...

تایید کامنتها در اولین فرصت


برچسب‌ها: جلیلی, ظریف, تفاوت
+ نوشته شده در  سه شنبه 15 مهر1393ساعت 11:52 قبل از ظهر  توسط امیرحسین ثابتی  | 

مطالب قدیمی‌تر