.:: دست نوشته های یک دانشجو ::.

اگر جلیلی در مذاکرات از تاریخ اسلام سخن می گفت، 1+5 چرا عقب نشینی می کرد؟

 در یک سال و نیم گذشته هر گاه احتمال به بن بست رسیدن مذاکرات تقویت شده و یا سخن از تمدید گفتگوهای هسته ای به میان آمده است، بنا بر یک «قاعده نانوشته» برخی چهره ها و  رسانه های حامی دولت به تیم مذاکره کننده سابق حمله کرده اند. بهانه این حملات هم متفاوت بوده است اما وجه مشترک آنها «ادعاهای کذب و نادرستی» بوده که توجه در محتوای آنها برای هر انسان منصف و بی غرضی نشان می دهد دست منتقدان تیم مذاکره کننده سابق هسته ای تا چه اندازه خالی است که برای نقد عملکرد آنها چاره ای جز ارائه مطالب سخیف، نازل و از بن و بیخ دروغ ندارند.
 
 
در آخرین مورد در حالی که تا امروز عبور تیم مذاکره کننده فعلی کشورمان از خطوط قرمز نظام در مذاکرات قطعی شده است و به همین علت چشم انداز مثبتی برای آینده مذاکرات دیده نمی شود، یک هفته نامه تازه انتشار یافته توسط تیم رسانه ای حامی دولت، برای انحراف افکار عمومی از آنچه که در شرایط فعلی در مذاکرات دارد اتفاق می افتد، مدعی شد: «جلیلی در مذاکرات از تاریخ اسلام و ایران می گفت!»
 
این عبارتی است که این هفته نامه بر خلاف قاعده «إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَأٍ فَتَبَيَّنُوا» به نقل از یک مقام مذاکره کننده آمریکایی منتشر کرده است و تلاش کرده تا با استناد به این ادعای دروغ، سخنان علی اکبر ولایتی در مناظره سوم انتخابات ریاست جمهوری را تکرار کند تا در پس آن نتیجه بگیرد که تیم مذاکره کننده فعلی هر نتیجه ای هم از مذاکرات حتی با عبور از خطوط قرمز بگیرد، بهتر از گذشته عمل کرده است زیرا در دوره سابق اساسا مذاکره صورت نمی گرفته و سعید جلیلی و هیئت همراه وی در مذاکرات، به جای بحث درباره موضوع هسته ای ایران مسایل دیگری را مطرح می کرده اند.
 
اما بیراه نیست تا یک بار برای همیشه به این ادعای دروغ پاسخ داده شود و در واقع از کسانی که تصور می کنند سعید جلیلی فقط در مذاکرات بیانیه می خوانده یا درباره تاریخ اسلام و ایران صحبت می کرده است، سوال شود اگر واقعا تیم مذاکره کننده سابق ایران این طور عمل می کرده است، چرا ۵+۱ در سلسله مذاکرات هسته ای یک سال آخر، از بغداد تا مسکو و آلماتی ۱ تا آلماتی۲، پله پله نسبت به مطالبات خود از جمهوری اسلامی ایران عقب نشینی کرد؟
 
به عبارت دیگر، آیا کاترین اشتون و نمایندگان آمریکا، انگلیس، چین، روسیه، فرانسه و آلمان نیز آن قدر ناتوان بودند که در برابر بیانیه خوانی ها و سخنان سعید جلیلی درباره تاریخ اسلام و ایران عقب نشینی می کردند؟ این پرسشی که است که طبیعتا منتقدان تیم مذاکره کننده سابق نسبت به آن هیچ پاسخ منطقی در چنته ندارند لذا برای روشن شدن بیشتر افکار عمومی نسبت به این ادعاهای نادرست و دروغ، روند عقب نشینی های ۱+۵ نسبت به مطالباتش از ایران از مذاکرات بغداد تا مسکو و سپس آلماتی ۱ و ۲ را ملاحظه می فرمایید:
 
 
غربی ها در بغداد چه می خواستند؟ در آلماتی ۱ چگونه عقب نشینی کردند؟
 
 
در مذاکرات بغداد که در ۳ خرداد ۹۱ برگزار شد، آنچه غرب روی میز گذاشتريال تلاش برای «فریز» برنامه هسته ای ایران بود:
 
فردو تعطیل شود، غنی سازی ۲۰ درصد متوقف گردد و در نهایت اینکه مواد ۲۰ درصد تولید شده از ایران خارج شود. در مقابل نیز ۱+۵ متعهد می شد تا تحریم جدیدی علیه ایران اعمال نکند اما این پیشنهادات از سوی سعید جلیلی پذیرفته نشد چرا که آنها را «متوازن» نمی دانست.
 
در مذاکرانت مسکو نیز که چند هفته بعد در اواخر خرداد ۹۱ برگزار شد، باز هم به علت عدم توازن مطالبات و تعهدات ۱+۵، تیم ایرانی زیر بار حرف آنها نرفت و در نهایت مذاکرات برای چند ماه متوقف شد.
 
در این ایام ایران اقدام به نصب ۳۰۰۰ سانتریفیوژ نسل جدید کرد و نتیجه اش در آلماتی ۱ در اسفند ۹۱ روشن شد. غرب با عجله به میدان آمد تا توافقی را با ایران امضا کند تا توسعه فناوری کشورمان بیش از این ادامه دار نشود. پیشنهادات عوض شد و غرب عقب نشست:
 
این بار آنها دیگر مانند مذاکرات بغداد از تعطیلی فردو سخن نگفتند بلکه فقط خواستار تزریق نشدن گازبه سانتریفیوژها بودند. هم چنین از متوقف شدن غنی سازی ۲۰% ایران نیز سخن نگفتند بلکه تنها از تعلیق ۶ ماهه آن (البته با قابلیت تمدید) سخن گفتند و در نهایت درباره مواد ۲۰ درصد ایران نیز عقب نشینی کرده و به جای اینکه مانند مذاکرات بغداد خواستار خروج آن از ایران شوند به اکسید شدن آن در داخل کشور راضی شدند.
 
در مقابل نیز علاوه بر اینکه تعهد دادند تحریم جدیدی وضع نکنند اعلام کردند حاضرند تحریم های طلا، فلزات و پتروشیمی را لغو کنند. اما باز هم سعید جلیلی این پیشنهادات را نپذیرفت چرا که معتقد بود در ازای تعلیق غنی سازی ۲۰% و دیگر تعهدات ایران، باید تحریم های اصلی نفت و بانک مرکزی لغو شوند و همچنان این پیشنهادات غرب اگرچه نسبت به بغداد بهتر شده و آنها نسبت به موضع شان عقب نشینی کرده اند اما با توجه به آنچه از ایران می خواهند «توازن» ندارد. لذا تیم ایرانی نپذیرفت و به ایران بازگشت.
 
در این میان واکنش رهبر انقلاب به این عقب نشینی غربی ها در ۱۷ اسفند ۹۱ جالب است: «در این دیدار غربی ها کار مهمی انجام ندادند که از آن تعبیر به دادن امتیاز شود بلکه آنها فقط به بخشی از حقوق ملت ایران، اعتراف کوچکی کردند.»
 
 
 
آلماتی ۲
 
در مذاکرات آلماتی ۲ غربی ها خواستار توقف برنامه هسته ای ایران در همین مرحله و نگران از «توسعه بیشتر» آن بودند. پیشنهاد ایران این بود:
 
تعلیق ۲۰ درصد فقط برای ۶ ماه «غیرقابل تمدید»
 
فردو ۲۰ درصد غنی سازی نمی کند ولی گاز برای غنی کردن ۵ درصد تزریق خواهد شد.
 
مواد موجود ۲۰ درصد به هر میزان که لازم داشته باشیم اکسید خواهد شد.
 
در مقابل نیز ۱+۵ باید تحریم های بانکی و نفتی را «لغو» کند.
 
بعد از پیشنهاد ایران، ۱+۵ جواب منفی نداد و اعلام کرد اختیار برای تصمیم گیری در این سطح ندارد و باید از پایتختهایشان اجازه بگیرند که جلیلی اعلام کرد تا ۱۰ ساعت دیگر هم مینشینیم، بروید و پاسخ بیاورید. در این میان بر خلاف اشتون که معتقد بود تا قبل از انتخابات ریاست جمهوری ایران باید هر چه زودتر توافق کرد تا در صورت انتخاب جلیلی همین میزان دستاورد نیز از کف غرب نرود، انگلیس اعلام می کند که باید صبر کرد تا انتخابات ایران برگزار شود تا ادامه مذاکرات با توجه به رییس جمهور بعدی ایران پیش برده شود و در نهایت با انتخاب حسن روحانی، توافق ژنو منعقد می شود و عملا به قبل از مذاکرات بغداد در خرداد ۹۱ باز می گردیم.
 
نکته اصلی در این میان آنجاست که این عقب نشینی های غرب و رسیدن به این مرحله، با بیانیه خواندن و صحبت جلیلی درباره تاریخ اسلام و ایران محقق نشده بود بلکه مذاکره انجام شده بود. در آلماتی ۲ نه حرفی از غنی سازی ۵ درصد ایران است و نه حرفی از تعلیق بالای ۵ درصد، نه حرف از تعطیلی اراک است و نه حرف از پروتکل الحاقی و بازرسی های آنچنانی و نه حرف از اکسید کردن هر آنچه مواد ۵ درصدی که از این به بعد تولید میکنیم. فقط بحث روی ۲۰ درصد می چرخد. مقابلش هم همه تحریمهاست که تعدیل شده اش می شد برخی از آنها!
 
اما سعید جلیلی هیچ گاه علاقه ای به اجرای «شو» بر سر منافع ملی نداشت و نمی خواست به هر قیمت از خودش «قهرمان» بسازد لذا بر سر حقوق ملت با هیچ کس معامله نکرد و یک توافق خوب را قربانی انتخابات ریاست جمهوری و آینده سیاسی خودش نکرد. تاریخ در این باره بهتر قضاوت خواهد کرد.
 
 
مطلب مرتبط:

فیلم/ سعید جلیلی پاسخ می هد: آیا با بیانیه خواندن می شد این مقدار پیشرفت کرد؟


برچسب‌ها: جلیلی, مذاکره, بیانیه, تاریخ اسلام, تاریخ ایران
+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۱ تیر۱۳۹۴ساعت ۱۹:۱۰ بعد از ظهر  توسط امیرحسین ثابتی  | 

راز حمایت مجدد رهبر انقلاب از تیم مذاکره کننده هسته ای

به نظر می رسد به بن بست رسیدن مذاکرات (به معنای باقی ماندن تحریم های اصلی) قطعی شده، آن چیزی که من از سخنان رهبر انقلاب فهمیدم این بود که با تاکید بر خطوط قرمز اصلی، پایه های توافق لوزان را از بیخ و بن فرو ریختند تا یک توافق بد به ملت تحمیل نشود، چنانچه خودشان هم تاکید کردند ما خواستار توافق خوب با رعایت خطوط قرمز هستیم.

تعاریف ایشان از تیم مذاکره کننده هم در همین راستا بود، صراحتا ایشان از این تیم حمایت کردند تا بعد از شکست مذاکرات کسی بر سر ظریف و روحانی فریاد نکشد، همه یکصدا، مخالف و موافق دولت هر چه فریاد داریم بر سر آمریکا بکشیم.

این فرصت طلایی برای یک اجماع بی نظیر ملی علیه آمریکاست. اجماعی که خط مقدم آن می توانند ظریف و روحانی باشند! بعد از شکست مذاکرات خیلی ها می خواهند شکاف اجتماعی درست کنند اما آن چیزی که من از سخنان رهبر انقلاب فهمیدم این بود که ایشان می خواهند این شکاف تهدید آمیز را به فرصت بزرگی مثل یک اجماع ملی بی نظیر علیه آمریکا تبدیل کنند ...

این یعنی تمام انتقادات دلسوزان در این دو سال درست بوده و جواب داده، مردم بیدار شدند و فهمیدند چه خطری به اسم توافق هسته ای دارد بر کشور می آید، واکنش های مردمی در چند ماه اخیر بویژه مراسم بدرقه شهدا در تهران نماد این مساله بود، همه اینها برای رهبری بسط ید ایجاد کرد تا بار دیگر خطوط قرمز را محکم و صریح بیان کنند و الان دیگر خیلی ها مثل قبل خوش بین به مذاکره و ... نیستند و فهمیده اند قرار نیست تحریمی برداشته شود و مذاکرات عملا شکست خورده.

حالا این یک فرصت تاریخی است تا بعد شکست مذاکرات، منتقدان به جای اینکه حسابی از خجالت دولت ضعیف روحانی بر بیایند و آن طرفی ها هم دلواپسان را مقصر شکست قلمداد کنند، همه یک صدا علیه همانی فریاد بزنیم که مسبب بسیاری از این مشکلات است و در این دو سال هم بعد از این همه مذاکرات و رفت و آمد تحقیرمان کرد ... باز هم باید صبر کرد و دید!

بعدا نوشت: بعضی دوستان معتقدند قطعا توافق حتی با عبور تیم مذاکره کننده از خطوط قرمز منعقد خواهد شد، من منکر چنین گزینه ای نیستم و اصلا هم آن را بعید نمی دانم، منظورم از شکست مذاکرات این است که حتی اگر توافق امضا هم بشود و در مجلس تصویب شود، از آنجایی که منجر به رفع تحریم های اصلی نخواهد شد و تاثیری در زندگی مردم نخواهد داشت، یک «شکست» برای دولت خواهد بود. این همان فرصتی است که زمینه اجتماعی امریکا ستیزی در داخل کشور را پر رنگ می کند و برداشت من این است رهبر انقلاب می خواهند این شرایط به جای شکاف اجتماعی به یک فرصت و اجماع ملی علیه آمریکا تبدیل شود.

 

*                                        *                                        *

درباره عبور قطعی تیم مذاکره کننده هسته ای از خطوط قرمز ذکر شده توسط رهبر انقلاب تا به امروز که منجر به تذکر مجدد ایشان نسبت به رعایت خطوط قرمز در جلسه هفته گذشته با مسئولان نظام شد، مفصل اینجا نوشته ام

+ نوشته شده در  دوشنبه ۸ تیر۱۳۹۴ساعت ۱۶:۴۶ بعد از ظهر  توسط امیرحسین ثابتی  | 

سلام

 تقریبا دو ماهی شد که بلاگفا دست همه مان را در «حنا» گذاشت و در روزهایی که شاید همین وبلاگ ساده می توانست کمی به درد بخورد، بستر استفاده اش از بین رفت.

 

ان شالله در فرصت بعدی مطالب جدید را هم همینجا قرار خواهم داد اما از آنجایی که مدتی است به سبب تکثر شبکه های اجتماعی جدید و رسانه های دیگر، وبلاگ ها کمی به حاشیه رفته اند ترجیح می دهم در این پست سه تا از جایگزین های این وبلاگ را که مداوم مطالبی را که به ذهن ناقصم برسد آنجا قرار می دهم را معرفی کنم تا اگر دوباره روزی بلاگفا دست همه مان را در حنا گذاشت، ارتباطات کاملا قطع نباشد:

 

اینستاگرام: 

https://instagram.com/amirhosein_sabeti/

 

گوگل پلاس:

 

https://plus.google.com/u/0/112360120259250418642/posts

 

فیس بوک:

 

https://www.facebook.com/amirhosein.sabeti

+ نوشته شده در  شنبه ۶ تیر۱۳۹۴ساعت ۱۸:۷ بعد از ظهر  توسط امیرحسین ثابتی  | 

سابقه تاریخی عبور تیم مذاکره کننده هسته ای از خطوط قرمز نظام چیست؟

اگر هنوز هم کسی هست که باور نمی کند تیم مذاکره کننده هسته ای فعلی از برخی خطوط قرمز نظام در مذاکرات ژنو و لوزان رسما عبور کرده است، کافی است سری به کتاب خاطرات هسته ای حسن روحانی «امنیت ملی و دیپلماسی هسته ای» بزند تا دقیقا متوجه شود سال 82 چطور علیرغم تاکیدات چندباره رهبری درباره چگونگی تعلیق نطنز، تیم مذاکره کننده وقت کار دیگری را انجام داد.

بر اساس کتاب خاطرات روحانی، در جریان مذاکرات سال ۸۲ رهبر انقلاب با تعلیق تاسیسات هسته ای کشور تنها به معنای «تعلیق گازرسانی به سانتریفیوژها در نطنز» موافقت می کنند اما در نهایت تیم مذاکره کننده هسته ای وقت با عبور از این خط قرمز آشکار رهبر انقلاب، در مذاکرات بروکسل تعلیق به معنای گسترده تری از جمله تعلیق گازرسانی به سانتریفیوژها، ساخت قطعه و هر گونه مونتاژ را می پذیرد. هر چند این عقب نشینی ها هم در نهایت بی فایده بوده و سه کشور اروپایی به هیچ یک از تعهداتشان درباره ایران وفادار نبودند.

در این باره رییس جمهور در صفحه ۱۶۶ کتاب «امنیت ملی و دیپلماسی هسته ای» با اشاره به سفر البرادعی در مهرماه ۸۲ به تهران به بخشهایی از مذاکراتش با مدیرکل وقت آژانس بین المللی انرژی اتمی اشاره کرده و می نویسد:

«به البرادعی گفتم شما یک حقوقدان هستید من هم یک حقوقدانم. آیا از لحاظ حقوقی تعلیق غنی سازی غیر از توقف موقت گازدهی است؟ آیا نظر شما غیر از این است؟ گفت نه، دقیقا تعلیق گازدهی کافی است.»

در ادامه روحانی در صفحه ۱۷۸ این کتاب ضمن اشاره به دیدارش با مقام معظم رهبری و تلاش برای اقناع ایشان برای تعلیق غنی سازی، توضیح می دهد: «در ملاقات حضوری با مقام معظم رهبری هم جزییات را مطرح کردم، حتی توضیح دادم که کارشناسان می گویند اصلا تعلیقی صورت نگیرد، کار پیش نمی رود. وزرای سه کشور هم گفته اند که اگر تعلیقی در کار نیست سفر ما به ایران منتفی خواهد بود. توضیح دادم که نظر البرادعی هم در مورد تعلیق این است که تعلیق گازدهی نطنز کافی است. در نتیجه معظم له در این ملاقات با تعلیق در حد تعلیق گازدهی نطنز موافقت کردند.»

روحانی در ادامه در صفحات ۱۸۶ و ۱۸۷ کتاب امنیت ملی و دیپلماسی هسته ای به روایت تخلف البرادعی از وعده اش به ایران می پردازد و می نویسد:

«در مذاکرات تهران (سعد آباد) تعلیق را در حد مجوزی که از سران نظام داشتیم و در چارچوب توافق با البرادعی قبول کردیم و لذا در بیانیه نوشته شد: در "چارچوب تفسیر آژانس" البته البرادعی بعدا تحت فشار اروپا تخلف کرد و آژانس هم با تفسیر جدیدی علاوه بر نطنز، قطعه سازی و مونتاژ را هم جزو موارد تعلیق اعلام کرد ... خطاب به البرادعی اضافه کردم که شما در تهران به من گفتید معنای تعلیق در حد گازدهی است. چرا تخلف کردید؟ گفت نظر من همان است که در تهران گفتم ولی این تفسیر گروه فنی ما است!»

دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی کشور در ادامه کتاب خاطرات هسته ای خود در صفحه ۲۱۵ با اشاره به سفرش به وین در پاییز ۸۲ و دیدار با البرادعی می نویسد:

«البرادعی گفت ما معنای تعلیق در بیانیه را در آژانس این گونه تفسیر کردیم که در نطنز علاوه بر تعلیق گازدهی، ساخت و مونتاژ سانتریفیوژها هم تعلیق شود. من به تندی به او پاسخ دادم که شما در تهران به من قول دادید که تعلیق، تنها تعلیق گازدهی است و ما هم طبق نظر شما عمل کردیم. البرادعی گفت: اولا من تنها نیستم، کارشناسانی هم در آژانس هستند که نظر آنها چنین است. ثانیا تعلیق شما برای اعتمادسازی است بنابراین اگر سخت گیری کنید به هدف خود لطمه زده اید. اصولا شما برای چه می خواهید قطه بسازید وقتی که غنی سازی تعلیق می شود؟ این فعالیت را هم کنار بگذارید و همه را مطمئن کنید! این به نفع شماست.»

این در حالی است که روحانی در صفحه ۲۲۱ بار دیگر بر تاکید رهبر انقلاب نسبت به تعلیق نطنز فقط به معنای عدم گازرسانی به سانتریفیوژها تاکید می کند:

«ایشان راجع به تعلیق نیز بر نظر قبلی خود تاکید کردند که تعلیق محدود به همان گازدهی نطنز باشد که اجازه ایشان قبل از این نیز در همین حد بود.»

اما با این حال وی در صفحه ۲۲۲ با اشاره به مذاکرات بروکسل می نویسد:

«از طرفی بر سر تعلیق هم بحثی به وجود آمده بود چون آنچه در مذاکرات تهران قبول کرده بودیم با تفسیر آژانس تا حدی متفاوت بود. همه اینها به ماجرای جدیدی تبدیل شده بود و لذا نسبت به محتوای قطعنامه آتی تا حدی نگران بودیم!»

روحانی در صفحه ۲۲۳ و ۲۲۴ صراحتا از دور زدن ایران توسط البرادعی و سه کشور اروپایی سخن می گوید و تاکید می کند که انتظار داشته آنها با صداقت با ایران رفتار کنند:

«به آنها (وزرای سه کشور) گفتم ما در مذاکرات تهران با هم توافق کردیم که بر مبنای تعریفی که مدیرکل آژانس از تعلیق داشته است اقدام کنیم ولی شما بر خلاف تعهدتان به البرادعی نامه نوشته و به او فشار آورده و گفته اید که تعلیق را به صورت وسیع تری تعریف کند. البرادعی به من گفت که سه کشور برای من نامه فرستاده و گفته اند تعلیق، این چنین تفسیر شود. قرار ما این بود که با صداقت با هم رفتار کنیم!»

و در نهایت آنکه روحانی در صفحه ۲۴۰ آشکارا عبور تیم مذاکره کننده هسته ای وقت از خط قرمز رهبر انقلاب درباره حدود تعلیق را بیان کرده و تصریح می کند که علیرغم خط قرمز رهبر انقلاب مبنی بر محدودیت تعلیق نطنز به عدم گازرسانی، تیم مذاکره کننده به محدودیت های فراتر از این مساله در توافق بروکسل رضایت داد:

«پیشتر وزرای اروپایی در اجلاس بروکسل اصرار داشتند که ساخت قطعه و مونتاژ هم تعلیق شود که به آنها پاسخ منفی داده بودم اما به دلیل حوادثی که رخ داده بود، برای اینکه بتوانیم از مشکلات پیش آمده عبور کنیم و اروپایی ها را به موضع قبلی خود برگردانیم و در نتیجه در اجلاس مارس ۲۰۰۴ قطعنامه تندی علیه ما صادر نشود و هم چنین البرادعی را هم متقاعد کنیم که گزارش نامناسبی ارائه ندهد، شاید تنها راهل حل برای کنترل شرایط پیش آمده همکاری بیشتر با آژانس در زمینه تعلیق بود. لذا قرار شد تفسیر آژانس از تعلیق موارد مرتبط با غنی سازی را که شامل ساخت قطعه و مونتاژ هم می شد بپذیریم.»

جالب آنکه علیرغم همه این عقب نشینی ها و عبور تیم مذاکره کننده هسته ای ایران در سالهای ۸۲ تا ۸۴ از خطوط قرمز جمهوری اسلامی ایران طی مذاکره با سه کشور اروپایی، باز هم سلسله مذاکرات سعدآباد، بروکسل و پاریس به نتیجه نرسید و حتی شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی نیز دو قطعنامه شدیداللحن علیه ایران صادر کرد و در نهایت با عملکرد خود موجب ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت سازمان ملل شد.

لذا توجه در این ماجرا که عینا به نقل از کتاب خاطرات آقای روحانی نقل شده است نشان می دهد امروز بعد از ۱۲ سال از آن برهه، اگر باز هم در بسیاری از موراد شاهد رعایت نکردن خطوط قرمز نظام از سوی تیم مذاکره کننده هسته ای در مذاکرات ژنو و ولوزان باشیم، اتفاق جدید یا عجیبی رخ نداده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت۱۳۹۴ساعت ۱۸:۵ بعد از ظهر  توسط امیرحسین ثابتی  | 

مطالب قدیمی‌تر