.:: دست نوشته های یک دانشجو ::.

تاملاتی پیرامون نامگذاری سال 94 توسط رهبر انقلاب

برخلاف آنهایی که با استناد به نام سال 94 «دولت و ملت، همدلی و همزبانی» فکر می کنند نباید به دولت انتقاد کرد یا این نامگذاری را مترادف با تایید برخی سیاست های غلط دولت یازدهم توسط رهبری می دانند، تصور می کنم بهترین تفسیر برای نام امسال را باید در این بخش از بیانات مهم رهبر انقلاب در حرم رضوی علیه السلام جستجو کرد:

«یک دیدگاه در کشور معتقد است که پیشرفت و رونق اقتصادی را باید با استفاده از ظرفیت ها و توانایی های درونی کشور که تا به حال کمتر به آنها توجه شده و یا اصلاً مورد استفاده قرار نگرفته اند، تأمین کرد. دیدگاه دوم در نقطه‌ی مقابل، معتقد است رونق و پیشرفت اقتصادی با نگاه به بیرون از مرزها امکان پذیر است، بنابراین باید سیاست خارجی را تغییر دهیم و با مستکبر کنار بیاییم و زورگویی های اورا بپذیریم تا مشکلات اقتصادی حل شوند! این نگاه دوم، کاملاً غلط، عقیم و بی فایده است.»

 

این سخنان رهبر انقلاب نه فقط یک انتقاد به رویکرد دولت یازدهم در عرصه سیاست خارجی، بلکه «رد کامل مانیفست عملی و دیدگاه کلان دولت روحانی» برای اداره کشور است، چنانچه هنوز جمله معروف حسن روحانی در این باره در مرداد 1392 در جلسه معارفه و تودیع صالحی و ظریف فراموش نشده است: «من کلید حل مشکلات مان را در این مقطع در دست سیاست خارجی می دانم.»

لذا با توجه به این مساله، به راحتی مشخص می شود که نامگذاری سال جدید نه تنها تزاحمی با نقد اصولی و مبنایی دولت یازدهم ندارد بلکه ضروری است تا همه منتقدان دولت کنونی، محکم تر از گذشته نقاط ضعف دولت را منصفانه و بدون تنزل دادن اصل انتقادات به مسایل حاشیه ای بیان کنند، چرا که مشی عمومی رهبر انقلاب نیز در تمامی ادوار از جمله یک سال و نیم گذشته بر همین منطق استوار بوده است.

همچنین این نامگذاری کمک دیگری از سوی رهبر انقلاب به دولت یازدهم برای پیشبرد و اجرای شعارهای انتخاباتی رییس جمهور در سال 92 است تا بعدا جای هیچ گلایه و شکوه ای از سوی دولتی ها و حامیان آنها مبنی بر «نگذاشتند کار کنیم» نباشد.

امروز رهبر انقلاب اصرار دارند تا تمام مردم به دولت اعتماد کنند تا بلکه رییس جمهور بتواند وعده های خود را عملی کند، چرا که این دولت برخلاف دولت های گذشته از جمله دولت خاتمی و احمدی نژاد، پایگاه اجتماعی ثابت و محکمی ندارد و برای یک دولت که بیشترین حجم کارهای اجرایی بر دوش آن است، بدتر از فشار و تحریم خارجی، بی اعتمادی درونی یک ملت به آن است.

این سخنی است که رهبر انقلاب نیز با ظرافت به آن اشاره کردند و رای 50.7 درصدی رییس جمهور کنونی و میزان محبوبیت وی را «تلویحا» مورد تاکید قرار دادند اما در نهایت چنین نتیجه گرفتند که اینها دلیلی بر قانونی نبودن یک دولت نیست و باید به آن کمک کرد. زیرا سیستمی که آنقدر ثبات وعظمت دارد که به خاطر تنها 260 هزار رای، یک نفر را به عنوان رییس جمهور می پذیرد، طبیعی است که از هیچ کمکی به وی نیز دریغ نکند تا آن رییس جمهور بتواند با کمترین موانع واقعا به مردم خدمت کند و شعارهای انتخاباتی اش را عملی سازد:

«مهم نیست که چقدر و چه نسبتی از آحاد رای دهندگان به این رییس جمهور یا آن رییس جمهور رای داده اند، تعداد کاهش و افزایش آرا به "محبوبیت" ارتباط پیدا می کند اما به مشروعیت و قانونیت ارتباطی ندارد. هر کسی با هر تعداد رایی که از طرف اکثریت مردم انتخاب شد بر طبق چارچوب قانونی اساسی مشروع است، قانونی است و باید مردم آن را قانونی بدانند و تا آنجایی که می توانند به آن کمک کنند.»


برچسب‌ها: رهبر انقلاب, دولت یازدهم, حسن روحانی, دولت و ملت همدلی و هم زبانی
+ نوشته شده در  دوشنبه ۳ فروردین۱۳۹۴ساعت ۰:۲۳ قبل از ظهر  توسط امیرحسین ثابتی  | 

چرا امروز آمریکا ایران را تهدید به «مذاکره نکردن» می کند؟

 وقتی امروز در خبرها شنیدم جان کری بعد از یک سال و نیم مذاکره با ایران، با لحنی تحقیر آمیز اصل مذاکره کردن با ایران را یک امتیاز از طرف آمریکا برای ایران دانسته و تهدید کرده که: "اگر ايران با اقداماتي که ثابت مي‌کند به دنبال دستيابي به سلاح هسته‌اي نيست موافقت نکند آمريکا آماده است تا از ميز مذاکره کناره‌گيري کند" یاد سال نود و یک افتادم.

زمانی که قبل از مذاکرات بغداد، اشتون به دلیل اینکه جلیلی زیر بار مطالبات زیاده خواهانه پنج بلاوه یک نمی رفت، به جلیلی گفت: گوشی تلفن‌های ما باز است، هر وقت نظرتان عوض شد به ما اطلاع بدهید تا مذاکرات ادامه پیدا کند!

اما چند ماه بعد، پس از آنکه جلیلی هیچ تماسی با طرف مقابل برای ادامه مذاکرات نگرفت و ایران به گسترش تاسیسات هسته ای اش ادامه داد، اشتون با تغییر موضع خود به ایران نامه نوشت و اعلام کرد اتحادیه اروپا آماده ادامه مذاکرات هسته ای با ایران است.

 

اما چرا این اتفاق افتاد؟

پاسخ روشن است، در دوره جلیلی ایران بدون توجه به پیش شرط ها و مطالبات غیر منطقی غرب، به گسترش تاسیسات هسته ای خود مشغول بود و این طرف غربی بود که به دنبال مذاکره با ایران بود تا بلکه از این طریق بتواند توان هسته ای ایران را متوقف کند که البته موفق به این کار نیز نشد و ایران در آن دوره از چند عدد سانتریفیوژ به نوزده هزار سانتریفیوژ و توانایی غنی سازی بیست درصد رسید اما در یک سال ونیم گذشته نه تنها تحریم ها بیشتر شده بلکه توانایی هسته ای ایران نیز متوقف شده و حالا این آمریکایی ها هستند که از موضع بالا ایران را تهدید به ترک میز گفتگو می کنند چون حالا دولت یازدهم با توقف تاسیسات هسته ای؛ دست خود را خالی می بیند و باید مذاکرات را ادامه دهد تا شاید برخی تحریم ها را بتواند فقط "تعلیق" کند...

بقیه کامنت های این مطلب در اولین فرصت منتشر می شود

+ نوشته شده در  دوشنبه ۴ اسفند۱۳۹۳ساعت ۱۳:۵۵ بعد از ظهر  توسط امیرحسین ثابتی  | 

چرا صدا و سیما سخنرانی امام درباره وعده آب و برق مجانی را پخش نمیکند؟

همه ساله با فرا رسیدن 12 بهمن که مصادف با بازگشت امام خمینی (ره) به ایران است، ضد انقلاب با مطرح کردن این مساله که آیت الله خمینی در این روز و در سخنرانی خود در بهشت زهرا (س) وعده مجانی کردن آب و برق را به ملت داد، سعی می کند تا حرکت بزرگ ملت ایران را در انقلاب برای «آب و نان» خلاصه کند و از طرف دیگر نیز مدعی می شوند چرا صدا و سیما سخنرانی کامل ایشان در بهشت زهرا را هیچ وقت پخش نمی کند؟

در این باره سه نکته مهم وجود دارد:

1. برخلاف ادعای ضد انقلاب، امام در سخنرانی روز 12 بهمن در بهشت زهرا حتی یک کلمه هم در این باره صحبت نکرده است.

2. اساسا امام (ره) چنین وعده ای را نداده است بلکه برای اولین بار عباس امیرانتظام سخنگوی دولت بازرگان این مساله را در اسفند ماه 57 بیان می کند.

3. امام خمینی در سخنرانی روز 12 اسفند 57 در قم، *با نگاه انتقادی نسبت به این وعده داده شده، می فرماید: «شما به معنویات احتیاج دارید، معنویات ما را بردند اینها، دلخوش به این مقدار نباشید که فقط مسکن میسازیم، آب و برق را مجانی میکنیم، اتوبوس را مجانی میکنیم، دلخوش به این مقدار نباشید، روحیات شما را عظمت میدیم، شما را به مقام انسانیت میرسانیم، اینها شما را منحط کردند، اینقدر دنیا را پیش شما جلوه دادند که خیال کردید همه چیز این است.»

توجه در همین عبارات امام نشان می دهد ایشان ضمن رد این دیدگاه که انقلاب مردم ایران انقلابی صرفا برای شکم بوده است، اصل و انگیزه انقلاب را تعالی یک ملت و ارتقای انسانیت آن می داند، دقیقا نقطه مقابل تحلیل های غالب آن روز که مارکسیست ها بیان می کردند و معتقد بودند که انقلاب مردم ایران فقط و فقط یک ریشه دارد و آن هم اقتصاد است!


برچسب‌ها: آب و برق مجانی, امام خمینی, بهشت زهرا, دروغ
+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۲ بهمن۱۳۹۳ساعت ۱۴:۳۸ بعد از ظهر  توسط امیرحسین ثابتی  | 

همه چیز درباره یک «دروغ بزرگ»

اقدام نا به جای ظریف در پیاده روی با جان کری بعد از توهین غرب به پیامبر اسلام، باعث شده تا سایت ها و روزنامه های زنجیره ای برای توجیه این کار، دست به دروغ سازی بزنند و مدعی شوند سال 88 در حاشیه مذاکرات ایران و 1+5 در ژنو، جلیلی و برنز گفتگوی دو جانبه ای در حال پیاده روی داشته اند و نه تنها ظریف کار جدیدی انجام نداده بلکه منتقدان ظریف باید توضیح دهند چرا زمان جلیلی نسبت به این اقدام مشابه ساکت بوده اند؟

درباره ی این «دروغ بزرگ» چند نکته وجود دارد:

1. در متنی که به طور گسترده رسانه های مورد اشاره منتشر کرده اند ادعا شده که در مهرماه سال 88 جلیلی و برنز به مدت 45 دقیقه در حال پیاده روی مذاکره و گفتگو کرده اند، این در حالی است که هیچ پیاده روی میان دکتر جلیلی و برنز در هیچ دوره ای از مذاکرات انجام نشده بلکه فیلم و تصاویر معروفی که از پیاده روی دکتر جلیلی با یکی از طرف های مذاکره وجود دارد مربوط به گفتگوی وی با خاویر سولانا مسئول اسبق سیاست خارجی اتحادیه اروپاست نه نماینده آمریکا در مذاکرات.

2. این رسانه ها بعد از خیال پردازی درباره اصل ماجرای پیاده روی نماینده ایران و آمریکا مدعی شده اند این دیدار بین سعید جلیلی و نیکلاس برنز انجام شده است، این در حالی است که نیکلاس برنز معاون اسبق وزارت خارجه آمریکاست که اساسا در هیچ دوره ای از مذاکرات هسته ای با ایران حضور نداشته و این رسانه ها وی را با ویلیام برنز نماینده آمریکا در مذاکرات اشتباه گرفته اند!

3. بازخوانی روند مذاکرات هسته ای ایران با 1+5 در دوره قبل نشان میدهد در مهرماه سال 88 در حاشیه مذاکرات ژنو، بعد از یک دور مذاکره تیم ایرانی با 1+5، ویلیام برنز چندین نوبت از دکتر جلیلی تقاضای دیدار دوجانبه می کند که این درخواست با موافقت جلیلی همراه نمی شود.

حتی خاویر سولانا و دیگر نمایندگان کشورهای حاضر در مذاکرات نیز این درخواست برنز را به جلیلی اعلام می کنند و برای انجام این دیدار دو نفره نهایت تلاش خود برای «واسطه گری» را انجام می دهند اما این درخواست مورد قبول دکتر جلیلی واقع نمی شود و تاکید می کند که حرف دو نفره ای بین او و برنز وجود ندارد و نماینده آمریکا هر سخنی دارد می تواند در جمع نمایندگان دیگر کشورها بیان کند.

با این حال برنز باز هم بر خواسته خود پافشاری می کند و خاویر سولانا نیز به عنوان مسئول وقت سیاست خارجی اتحادیه اروپا از رییس تیم مذاکره کننده هسته ای ایران می خواهد تا با پذیرش درخواست برنز، دیدار دو نفره ای میان نمایندگان ایران و آمریکا برگزار شود اما در نهایت دکتر جلیلی زیر بار این درخواست نمی رود و در کنار دیدارهای دوجانبه میان هیئت های ایرانی با فرانسه، آلمان و انگلیس، برای دقایقی نیز هیئت ایرانی نشست دوجانبه ای نیز با هیئت مذاکره کننده آمریکایی آن هم با محوریت موضوع هسته ای برگزار می کند.

لذا توجه در این مساله نشان می دهد اولا ادعای پیاده روی 45 دقیقه ای برنز و جلیلی از اساس کذب است و ثانیا هیچ دیدار دو نفره ای در میان نبوده است و ثالثا در کنار دیدارهای دوجانبه تیم ایرانی و نمایندگان کشورهای 1+5، تیم آمریکایی نیز مانند دیگر کشورها برای دقایقی آن هم در اتاق مذاکرات نه در حال پیاده روی! به حضور تیم ایرانی پذیرفته می شود.

در همین راستا در 11 مهر 1388 دکتر علی باقری که در دیدار تیم مذاکره کننده ایرانی با تیم مذاکره کننده برنز حضور داشته، در برنامه گفتگوی ویژه خبری شبکه دوم سیما حاضر شد و درباره همین موضوع با تکذیب برخی ادعاها و حاشیه پردازی ها گفت: «دیدار هیات آمریکایی با هیات ایرانی در ژنو به درخواست آمریکایی‌ها صورت گرفت. در نشست‌های این چنینی مرسوم است که هیات‌های مختلف با هم دیدار و گفتگو و رایزنی می‌کنند تا دیدگاه‌ها به هم نزدیکتر شود و در نشست ژنو نیز هیاتهای مختلف به صورت یک جانبه و چند جانبه درخواست دیدار داشتند که از جمله این موارد درخواست هیات آمریکایی برای دیدار با همتایان ایرانی بود.»

این در حالی است که پیش از این در سال 86 نیز با دستور رهبر معظم انقلاب نشست های دوجانبه ای میان هیئت مذاکره کننده ایرانی به سرپرستی حسن کاظمی قمی سفیر وقت ایران در عراق و هیئت مذاکره کننده آمریکایی در بغداد بر سر موضوع عراق برگزار شده بود و خبر هر دوی این دیدارها نیز در همان برهه در رسانه های مختلف منتشر شد.

4. نکته جالب توجه دیگر که هیچ کدام از رسانه های مورد اشاره به آن نپرداخته و ترجیح داده اند آن را عامدانه سانسور کنند، ماجرای درخواست دوم دیدار ویلیام برنز از دکتر جلیلی برای ملاقات دو نفره در سال 89 است.

ماجرای درخواست دوم برنز از دکتر جلیلی از این قرار است که در آذرماه 89، در حاشیه مذاکرات 1+5 با تیم مذاکره کننده ایرانی، باز هم برنز درخواست دیدار دوجانبه با جلیلی را مطرح می کند که جلیلی به دلیل نقش آمریکا در ترور شهید شهریاری در آذرماه همان سال درخواست برنز را رد می کند.

همچنین بیان روایت های نادرست و برخی ادعاهای کذب درباره دیدار سال گذشته برنز با هیئت ایرانی توسط وی و رسانه های آمریکایی نیز دلیل دیگری بود که دکتر جلیلی در سال 89 درخواست تیم آمریکایی برای نشست دوجانبه را رد کرد و جالب آنکه نماينده دولت امريكا نیز در انتظار پاسخ مثبت از دکتر جلیلی، حدود نيم ساعت پشت در اتاق محل استقرار تیم ایرانی قدم می زند.

لذا توجه در این مساله نیز نشان می دهد ظاهرا روزنامه های زنجیره ای با اشتباه گرفتن ماجرای قدم زدن برنز به تنهایی پشت درب بسته اتاق دکتر جلیلی با نشست دوجانبه وی با تیم مذاکره کننده ایرانی در سال 88، به یک رویاپردازی سراسر کذب روی آورده اند تا بلکه در قبال آن موج انتقادات افکار عمومی نسبت به خطاب بزرگ و فراموش نشدنی ظریف در پیاده روی 15 دقیقه ای با کری درست در اوج توهین غرب به پیامبر اکرم فراموش شود.


برچسب‌ها: دروغ, جلیلی, برنز, ظریف, کری
+ نوشته شده در  دوشنبه ۶ بهمن۱۳۹۳ساعت ۲۱:۳۱ بعد از ظهر  توسط امیرحسین ثابتی  | 

مطالب قدیمی‌تر